بصير احمد دولت آبادى
685
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
عاجز بود . در آن سالها در كنار ارتش كودتايى ، ارتش نامنظم مجاهدين عرض اندام كرد كه اكثرا يا در داخل كشور ، در كوهها و يا در خارج كشور در اردوگاهها آموزش ديده بودند « 1 » و بعدها با اعلان آشتى ملى از سوى داكتر نجيب اللّه براى نفوذ در صفوف مجاهدين ، هم ارتش كودتا آلوده شد و هم ارتش مجاهدين . يكى به ديگرى نفوذ كردند و در حقيقت نظم و انضباط بهكلى از ارتش دو طرف بيرون رفت و هر افسر و هر قومندان خود تصميم مىگرفت . همين امر باعث قيام تعدادى از قومندانان داكتر نجيب عليه خود او شد و سرانجام تومار ارتش منظم با سقوط دولت داكتر نجيب به هم پيچيده ، ارتش دستخوش رقابتهاى گروهى ، قومى و منطقهاى گرديد . گرچه بعدها هم نام ارتش وجود داشت ، ولى خود ارتش نبود ، قواى مسلح گروهها طبق برنامههاى خاصى كه بيشتر غير منظم بود ، اداره مىشد . اينك ضرورت آن احساس مىشود كه با ايجاد امنيت و صلح در كشور بار ديگر شالوده و اساس اردويى گذاشته شود كه واقعا اردوى ملى باشد ؛ چرا كه تجارب يك قرن گذشتهء ارتشدارى پيش روى
--> ( 1 ) . درباره تعداد ارتش مجاهدين آمار دقيقى وجود ندارد ، ولى بدون شك نزديك به صد هزار نفر بود . درباره آموزش مجاهدين در كتاب سيا در آسيا ، بخش جنگ سيا عليه افغانستان آمده است : « اولين اردوگاههاى آموزشى سيا در تابستان 1978 تأسيس شد و به اردوگاههايى كه از قبل تحت فرمان گلبدين حكمتيار ، صبغت اللّه مجددى و برهان الدين ربانى بودند اضافه گرديد . تا تابستان 1979 حدود 40 هزار نيروى تعليم و تجهيز شده توسط سيا در خاك افغانستان در حال انجام عمليات بودند . » ( سيا در آسيا ، راستم گاليولين ، مترجم دانشكده اطلاعات ايران ، چاپ 1357 ، ص 196 . )