بصير احمد دولت آبادى

568

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

طالب را در يك مسجد معمولى كه به صورت مدرسهء عالى علوم دينى درآمده ، گرد خود فراهم آورده است . حيثيت و اعتبار مدارس به شخصيت استاد بستگى دارد . . . عليرغم كوششهاى معموله از سوى اميرهاى افغانى ، در افغانستان هرگز « مدرسه‌اى » با وسعت و عظمت بسيار پا به عرصهء وجود نگذاشته ( از مدرسه علوم دينى سلطنتى امير عبد الرحمان گرفته تا دار العلوم عربيه كه در سال 1940 ( 1319 ) در پل‌چرخى افتتاح شد ) بااستعدادترين علماى [ سنى ] افغانى به هند و به‌ويژه به مدرسهء بزرگ ديوبند مىرفتند . پس از اين كه شبه قاره هند در سال 1947 [ 1326 ] تجزيه شد ، پيشاور به صورت مركز تحصيلات عاليه علماى سنت‌گرا درآمد . علماى شمال افغانستان تا سال 1917 [ 1296 ] براى ادامهء تحصيل به مدرسهء ديوان‌بيگى بخارا مىرفتند . . . » « 1 » حقيقت اين بود كه مدارس دينى غير دولتى اهل سنت ، آهسته و آرام موقعيت اصلى خود را از دست داده تا اواخر دورهء ظاهر خان ، بسيارى از آنها جاى خود را به مدارس دولتى دادند ، چرا كه شيوهء آموزش سنتى به‌خصوص تأمين معاش و زندگى طلاب علوم دينى در حوزه‌هاى علميهء اهل سنت بسيار دشوار ، دردآور و حتى براى طلّاب توهين‌آميز و حقارت‌بار بود . بر خلاف طلّاب حوزه‌هاى شيعى كه زندگى بخور و نمير را از طريق وجوهات شرعى تأمين مىكنند ، طلاب سنى مجبور بودند كه خود امكانات مادى را تدارك ببينند . لذا براى جمع‌آورى عشر ( زكات ) پشت خانه‌هاى مردم مىرفتند ( به‌خصوص در وقت برداشت محصول ) و تحقير ، توهين و آزار را متحمل مىشدند . اين در حالى بود كه مدارس

--> ( 1 ) . افغانستان ، اسلام و نوگرايى سياسى ، اليور روا ، ص 74 ، 75 .