بصير احمد دولت آبادى
519
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
بزرگ سراسر كابل را فراگرفت و دچار چنان مشكلاتى شدند كه در دوران تجاوز و اشغال نشده بودند . آقاى مسعود كه ويژگى قهرمانى را در عدم سركوبى رقيب اصلى از دست داده بود ، خواست با شروع جنگ داخلى بين احزاب ، خود را موجه جلوه دهد ، ولى از قضا در درگيرى با حزب وحدت شكست سختى را متحمل شد و آقاى سياف را در جنگ تنها گذاشت . آقاى مجددى در بيانيهء پايانى حكومت خود رسما به همكارى آقاى مسعود با آقاى سياف در جنگ عليه حزب وحدت اعتراف مىكند و در كتاب نبرد هزارهها در كابل آقاى مسعود به عنوان اولين تحريككنندهء جنگ معرفى مىشود به اين شرح : « شوراى نظار ، علاج واقعه را در اين ديد كه بايد حزب وحدت اسلامى و اتحاد اسلامى را درگير نمايد . هرگاه يك طرف مواجه به شكست گردد ، يك عامل منفى را از سر راه خود برداشته است و هرگاه هردو گروه تضعيف گردد ، معناى آن تضعيف دو عامل منفى خواهد بود . . . به همين جهت اولين عمل شوراى نظار در جهت دستيابى به هدف خويش ، ترور چهار نفر از مربوطين حزب وحدت و اعلام آن به نام اتحاد اسلامى است كه سه نفر آن از شوراى مركزى اين حزب بودند . » « 1 » چون آقاى مسعود در پى انحصار قدرت بود ، ميانهء او با آقاى مجددى به زودى به هم خورد . آقاى مجددى تصميم گرفت با گرفتن نيروهاى شمال در برابر آقاى مسعود از خود عكس العمل نشان دهد . لذا بالاترين رتبهء ارتش افغانستان را به جنرال دوستم داده او را سترجنرال و مجاهد كبير
--> ( 1 ) . نبرد هزارهها در كابل ، نوشتهء افسردهخاطر ( استاد زاهدى ) ، چاپ دوم ، صفحه 18 .