بصير احمد دولت آبادى

497

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

وزير خارجهء خود را به تهران فرستاد تا راه‌حلى پيدا كند . ولى مشكل حل‌شدنى نبود ، چرا كه در پشت پرده وهابيهاى طرفدار سعودى ، دست‌اندركار دولت موقت و مشغول نظم و نسق دادن آن بودند و نظر آنها نه‌تنها در مورد تشيع افغانستان كه دربارهء خود ايران و در كل شيعهء جهانى بسيار بدبينانه بود . « 1 » در ظاهر امر پشتونها با حق‌كشىاى كه در جريان تشكيل شوراى مشورتى و حكومت موقت انجام دادند ، پيروز شدند و به جهان نشان دادند كه فقط اينها باشندهء افغانستان هستند ؛ ولى اين زورگويى جرقهء بيدارى را در قلب تمامى مليتهاى محروم كشور به وجود آورد . دولت موقت جهت سرپوش گذاشتن به اين اقدام جنگ جلال‌آباد را روى دست گرفت ؛ جنگى كه مدتها افكار جهانى را به سوى خود جلب كرد ، ولى هرگز به نتيجه نرسيد . جهان تصوّر اشتباهى داشت ، زيرا جنگ جلال‌آباد فقط جنگى نمايشى و سمبوليك بود و به دو علت ، طولانى شده و به شكست انجاميد : اول : پشتونها نمىخواستند جلال‌آباد را از دولت كابل بگيرند ، چون در آن صورت توجيه دريافت اسلحه و پول از سوى پاكستان و كشورهاى ديگر از بين مىرفت . به واقع به اين بهانه انبارهاى خالى مانده پر شد . دوم : برخورد مغرورانه و دور از حقوق انسانى با اسرا و افرادى كه از دولت فرار كرده به مجاهدين تسليم مىشدند . طبق برخى شايعات سربازان فرارى افغان را پس از تسليم شدن با نوازش و كمك در

--> ( 1 ) . مجلهء عربىزبان المجاهد ، نشريهء جماعة الدعوة الى القرآن و السنة فى افغانستان ، شمارهء 6 - 5 ، رمضان و شوال 1409 ، پيشاور .