بصير احمد دولت آبادى

419

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

جالب اينجا بود كه دستار پادشاهى را فضل عمر مجددى بر سر او بست و براى چندمين بار اين حقيقت ثابت شد كه تعدادى ، به بستن دستار بر سر شاهان عادت ديرينه دارند و تا روش عوض نشود ، اين سياست همچنان ادامه خواهد يافت . اما در مورد مرگ نادر خان بايد گفت كه اوضاع پس از مرگ او تغييرى نكرد ، چرا كه جز نادر خان ، همه در پستها و مقامهاى خود ابقا شدند . عبد الخالق كه بود ؟ به دنبال نسل‌كشى هزاره‌ها توسط عبد الرحمان ، صداى اعتراض هزارستان مدتى به كلى خاموش شد ، چرا كه از هزاره‌جات جز ويرانه و قبرستانى بيش نمانده بود تا از آن صدايى بلند شود و گاهى كه فريادى بلند مىشد ، شيون و زارى زنان و كودكانى بود كه مىگريستند . مردان مرده بودند و زنده‌ها سر نداشتند تا اوضاع رقّت‌بار كشور و آوارگى و دربه‌درى مردم خود را نظاره كنند . امّا در همين دورهء خوارى و خفت و دورى از خويش و قوم ، زن هزاره بعد از سالها سقط جنين فرزندى به دنيا آورد كه چراغ خاموش‌شدهء هزاره را دوباره روشن كرد . حكومت انگيزهء قتل نادر خان توسط عبد الخالق را ارتباط نامشروع وى با يكى از زنان خانوادهء چرخى ذكر كرد و جريدهء اصلاح در سال 1312 ش در شمارهء 15 قوس خود با درج اين مطلب احساسات مردم را عليه هزاره‌ها تحريك كرد . ما به اين موضوع كارى نداريم كه ارتباط خانوادهء عبد الخالق با خانوادهء چرخى در چه حدى بوده است ؛ ولى اين‌قدر مىتوان گفت كه غلام حيدر خان چرخى يكى از سپه‌سالارهاى عهد عبد الرحمان بود كه با همكارى عبد القدوس خان دمار از روزگار هزاره‌ها درآورد . امّا با لغو قانون فروش هزاره‌ها از سوى امان اللّه ، مردم