بصير احمد دولت آبادى
404
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
راه از سوى افغانها لقب غيرزايى يافتند تا خوبتر روغن زرد به دولت برسانند و بار بكشند . در شرايطى كه نادر خان مردم را عليه حكومت حبيب اللّه كلكانى به شورش وامىداشت ، اين شاه سادهدل مثل تمامى سادهدلان جهان ، جشن استقلال را در كابل برگزار كرده بود و گمان مىكرد استقلال ماندنى است ، لذا در مراسم جشن خطاب به مردم گفته بود : « ملت شجاع و جنگجوى افغانستان ! السلام عليكم . برادران مسلمان ! امروز جنبش استقلال افغانستان است . استقلال از فردفرد ملت است نه از پدر امان اللّه و يا پدر من . شما ملت بوديد كه استقلال را به زور شمشير گرفته هزاران نفر كشته داديد . هيچ پادشاهى در جنگ كشته نشده ، بلكه اين مردم بيچاره است كه كشته مىشوند و خوشى را پادشاهان كرده به نام آنها ختم مىشود . خداوند ( ج ) استقلال ما را تا آخر حفظ كند ، برويد خدا حافظ شما باشد . » « 1 » او باور كرده بود كه استقلال به دست آمده است ، ولى خبر نداشت كه به زودى تومار زندگى خودش همراه با استقلال يك جا بسته مىشود . اين مراسم در ماه جوزا سال 1308 ش بود و دوران زمامدارى او به پايان خود نزديك مىشد ، زيرا انگليس از جنوب به پشتيبانى از نادر خان وارد صحنه شد و روس از شمال به پشتيبانى از امان اللّه خان . حكومت حبيب اللّه نتوانست حمايت كشورهاى خارجى را به خود جلب كند ، چرا كه روسها به خاطر تركستان و انگليسها به خاطر هند چشم اميد به پشتونها دوخته بودند . چين گرفتار خود بود ، ايران كه از خود صلاحيت
--> ( 1 ) . حبيب اللّه خادم دين رسول اللّه ، ص 64 .