بصير احمد دولت آبادى
381
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
و چنان از روش انگليس و تحمل جد خود برافروخت كه امر كرد تمام مجلدات اين جلد ناتمام احتراق و در عوض آن تاريخ واقعى افغانستان نوشته شود . درحالىكه مندرجات اين كتاب خود جزئى از واقعيات تاريخ دولت افغانستان بود و درعينحال ذخيره و قوريه يك قسمت مهم تاريخ قرن 19 افغانستان به شمار مىرفت . امّا اين كتاب ناتمام - كه حاوى وقايع 14 ساله سلطنت امير عبد الرحمان خان بود و در 1333 هجرى مساوى 1914 عيسوى در مطبعه ماشينخانه كابل طبع شده بود - به كلى از بين نرفت و نسخههاى مطبوعهء آن به دست اشخاصى رسيد . » « 1 » عبد الرحمان خان و وارثان او با اين برخورد توانستند حكومت قومى را در افغانستان پايدار نگهدارند . بدون شك عبد الرحمان قهرمان اين سياست به حساب مىآيد . سرانجام تومار زندگى عبد الرحمان پس از بيست و يك سال حكومت و آدمكشى ( از 1880 تا 1901 م ) بسته شد . او به روايتى مسموم و به روايتى از مرض نقرص مرد . چون چندين بار او خود را به حالت مرده انداخته بود و هركس كه از مرگ او خوشى كرده بود اعدام كردند ، لذا وقتى مرد ، كسى باور نمىكرد . مرحوم غبار مىنويسد : « تا روزى كه امير چشم از زندگى پوشيد ، هيچكس در افغانستان از بيمارى و نوع مرض او آگاهى نداشت و در دربار حرفى از بيمارى او تكلم نمىشد . حتى بعد از آنكه بمرد و جنازهاش روز سوم در كابل منتقل و از طرف جانشينش امير حبيب اللّه خان مرگ امير اعلام شد ، احدى از فوت او سخن بر زبان نمىراند ، زيرا وقتى امير در
--> ( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1086 .