بصير احمد دولت آبادى
369
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
بزرگترين سرداران او مثل سردار عبد القدوس خان ، سپهسالار غلام حيدر خان چرخى و جنرال امير محمد خان در آن جنگ سهم گرفته درّهجات مختلف هزارهجات را يكى بعد از ديگرى به زور و قوه فتح كردند . هزارهها كه براى بار اول باهم متحد شده بودند ، با شجاعتى كه حتما ناشى از مأيوسى بود به رهبرى روساى قومىشان مثل مير حسين بيگ ارزگان ( كه بعد از اسارت فرار نموده به هند بريتانوى رفت ) سردار محمد عظيم خان و قاضى مير عسكر و ديگر ميرها و سلطانهاى محلى ، درّه به درّه و قريه به قريه با قواى دولتى جنگيدند . نيروى حكومت و سران ايشان بر مردم ملكى بيداد مىكردند ، اينها علاوه بر قتل و شكنجهء مردان محارب و غير محارب ، بر زنان و اطفال هم ابقاء نمىنمودند و ناموس زنان و دختران جوان را با كمال بىباكى مورد تعرض قرار مىدادند در هر منطقه كه اردوى حكومت داخل مىشد ، پس از كشتار مردان ، پسران و دختران و حتى زنان جوان را اسير مىساخت و به عنوان غلام و كنيز در شهرها به فروش مىرسانيد . در پايان جنگ امير پنجاه دختر زيبا را به عنوان صورتى براى تمتّع خود و شهزادگان انتخاب كرد و پسران جوان ميران و بيگها را طور غلام بچه جزو عملهء دربار ساخت . راجع به رويهء سران سپاه در هزارهجات ، سراج التواريخ مىنويسد كه : به [ سمع ] فيض مجمع و الا رسيد كه سردار عبد القدوس خان چند تن از دختران بزرگان هزاره را كه در حسن و جمال ممتازند به اسم صورتى تصرف كرده و همچنان هر يك از قوا و سپاه يكيك و يا دودو را در آغوش تمنّا كشيده روز عشرت به ناز و نوازش مىگذرانند و حضرت و الا او را فرمان داد كه بعضى از دختران بزرگان آن قوم كه شايان خدمت حضور و سزاوار