بصير احمد دولت آبادى
354
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
والد خود در قندهار ماندند ، دست تعدى و ظلم را به حدى دراز كردند كه امنوامان از ملك برخاسته و خشك و تر را در يك جا آتش جور و اعتساف مىسوخت : آتش اندر بيشه چون افتد نه تر ماند نه خشك . و قيد خانه ساختند كه زنها و مردان را در آن كشيده و بسيار عفاف مقيد از زنا در حبس زاييدند . شخصى عروسى كرده و عروس را به خانه خود مىبرد ، محمد عزيز خان عروس را به جبر و زور گشتاند و . . . سپاه را چنان تسلط داد كه به هيچوجه بازخواست از آنها نمىكرد . تمام امورات سپاه و پلتن ( كندك ) و توپخانه از اهل حرفت به بيگار مىگرفت و به ادنى بهانه خانههاى رعيت را تاراج مىكرد . . . سردار محمد عمر خان يك نفر ملّاى زمينداورى را در قندهار به توپ پراند ( زيرا عسكرى را كه جبرا به زن او تجاوز [ كرد را ] مىخواست [ بكشد . ] » « 1 » حالا معلوم نيست صدراعظم وقت از اينگونه جنايات آگاهى داشته يا خير . طبق نوشتهء گلشن امارت كه مرحوم غبار از آن نقل مىكند ، همين تعديات باعث سقوط قندهار به دست شير على خان مىشود و آنگاه كه شير على خان قصد تصرف كابل مىكند ، محمد اعظم خان همراه با عبد الرحمان خان به سوى ايران فرار مىكنند و سيّد در كابل مىماند . حكومت شير على خان شير على خان پس از پنج سال جنگ مداوم با برادران ، سرانجام در سال
--> ( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 949 .