بصير احمد دولت آبادى
338
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
مرگ تيمور شاه ، لويه جرگه قدرت را به شاه زمان سپرد ، برادران او اين جرگه را تحريم كرده عليه شاه تازه به دوران رسيده آمادهء جنگ و نبرد شدند . آنها كشور را صحنهء نبرد داخلى ساختند و مردم مظلوم و بيچاره به جرم طرفدارى از اين برادر و يا آن برادر كشته مىشدند و هيچكس متوجه آن نبود كه لاندى و باندى در يك جا ختم مىشود . بازى همچنان ادامه يافت ، تا اينكه شاه محمود قيام كرد و واسطه بازى مادران ادامه يافت . شاه زمان نتوانست به مدت طولانى دوام بياورد و بزرگانى كه او را به قدرت رسانيده بودند تا از او نفعى ببرند ، نتوانستند وضع موجود را حفظ كنند . لذا شاه زمان كابل را ترك كرد ، ولى در شنوار توسط دستكيهاى محمود برادر خود ، اسير و سپس كور شد . شاه محمود در سال 1801 ميلادى خود را پادشاه افغانستان خواند . ولى او در وضعيتى نبود كه بتواند با خيال راحت حكمرانى كند . تمام دورهء كوتاه حكومت او در جنگ با برادران صرف شد . سرانجام برادر او شاه شجاع در سال 1804 به پادشاهى كابل رسيد و محمود در بالاحصار كابل محبوس شد . بر خلاف تيمور شاه و دو فرزند ديگر او شاه زمان و شاه محمود ، شاه شجاع در بين مردم ما چهرهاى تقريبا شناخته شده است . علاوه بر كسانى كه به تاريخ دسترسى دارند ، تمام ملت در زمان تجاوز روسيه با نام شاه شجاع آشنا شدند ، چون بسيارى از نويسندگان و سخنرانان در نشريات و محافل ، ببرك كارمل طرفدار روس را با شاه شجاع طرفدار انگليس در يك رديف قرار دادند . در تاريخ اين سرزمين ، نام شاه شجاع و ببرك كارمل به خيانت مشهور شده است ، ولى ديگران نيز در خيانت و وطنفروشى از اين دو چيزى كم نداشتند . ما درست درنيافتيم كه چرا از ميان همه وطنفروشان ، اين دو مورد بىمهرى بيشتر قضاوتكنندگان