أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
55
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
لطمهء سخت بر روى من زد لفافه از دست من بكشيد و باز به روى خود انداخت پس يا شيخ بدانك اين جاى پنج انگشت ويست كه بر روى من مانده گفتم پس از آنچه كردى گفت لفافه و ازار و ردا از من باز ستد و لطمه ديگر بر من زد خاك باز بر وى ريختم و عهد و قرار كردم كه هرگز ديگر نبش هيچ قبر نكنم « 203 » . حكايت : ابو القاسم طبرى « 204 » روايت كند از عطا كه گفت مردى از بنى اسرائيل طلب قضا كرد چهل سال « 205 » چون وفاتش نزديك شد گفت من حال خود عجب مىبينم چون وفات كنم مرا در نزد خود چهار روز يا پنج روز حبس كنيد تا چيزى چند مشاهده كنيد پس چون وفات كرد او را در تابوتى نهاديم و در خانه باز داشتيم چون سه روز بگذشت بادى درآمد و او به آواز بلند گفت ميدانيد كه ميت كيست ميگويد من چهل سال قضا كردم در ميان شما و هيچچيز نديدم الا دو كس كه پيش من آمدند يعنى در مدت چهل سال قضا روزى دو كس نزد من آمدند و مرا غرضى و هوائى با يكى از اين دو كس بود و در حال مرافعه گوش پيش آن يكى داشتم كه با وى غرضى بود امروز اين ريح « 206 » از آن مىبينم « 207 » .
--> ( 203 ) - چون در يكى دو مورد اشتباهى براى مترجم پيش آمده كه در نتيجه قسمتى از حكايت نامفهوم شده است عين عبارات شد الازار براى مزيد اطلاع نقل ميگردد . قال كان رجل يكثر الجلوس الينا و نصف وجهه مغطى فقلت له تكثر الجلوس الينا و انت على هذه الهيئة فاطلعنى على حالك قال و تعطينى الامان قلت نعم قال انى كنت نباشا فدفنت امرأة فاتيت قبرها فنبشت حتى وصلت الى اللبن فرفعت اللبن ثم ضربت بيدى الى الرداء مجذبتها ثم مددت بدى الى الازار فاذا المرأة تمدها فجعلت امدها و تمدها هى فقلت اتراها تغلبنى فجيئت على ركبتى فجررت اللفافه فرفعت يدها فلطمتنى على وجهى ثم كشف عن وجهه فاذا اثر خمس اصابع فى وجهه فقلت له ثم مه قال ثم رددت عليها لفافتها و ازارها و رددت عليها التراب و اليت على نفسى ان لا انبش ما عشت . ( 204 ) - معلوم نشد مراد از ابو القاسم طبرى كيست و احتمال قوى ميرود كه طبرى در متن تصحيف طبرانى و مراد ابو القاسم سليمان بن احمد طبرانى محدث معروف صاحب معاجم ثلاثه و متوفى در سنه 360 باشد ( ابن خلكان در باب سين ) و انساب سمعانى ورق 366 و طبقات الحفاظ ج 3 ص 118 - 123 ) . ( 205 ) - روى ابو القاسم الطبرى باسناده عن عطا قال استقضى رجل من بنى اسرائيل اربعين سنه ( شد الازار ) . ( 206 ) - مد : رنج ! ؟ ( 207 ) - نظر باينكه عبارات متن تا حدى نامفهوم است و اشتباهى چند در -