أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

464

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

مقابر مصلى دفن كردند « 296 » . شيخ محمود خبرى « 297 » عالمى فقيه مدرس و زاهد بود كه بشيراز آمد و اتابك معتقد او شد و بقعه و مدارس بوى ميداد و قبول نميكرد پس مبالغه بسيار كرد تا مدرسه قبول كرد و چند سال درس فرمود و شبها زنده داشت و روز به روزه مىبود و از اموال حكام قطعا هيچ نمىستد چنانچه نان خود از شهر خود مياورد و نقل ميكردند نانهاى شيراز هيچ تناول نميكرد « 298 » و ميگفت كه من از آنها نيستم كه ترك حلال موروث كند و افطار بطعامى كند كه نداند از كجا فراگرفته‌اند و در چه چيز و در چه صرف كرده‌اند و شيخ ابو الحسن كردويه در هر هفته يك بار تردد ميكرد بوى و در ميان ايشان اسرار معرفت ميرفت تا بيك طرفه اجل درآمد و جان نازنين بستد در سال ششصد و چهاردهم و او را در اعالى مصلى دفن كردند « 299 » . مولانا مظفر الدين حسن « 300 » عالمى فقيه و محقق كامل بود كه احوال شريفه و افعال حميده

--> ( 296 ) - در شد الازار شرح‌حال شيخ ابو الفتح نيريزى در ذيل نام مولانا مظهر الدين ابو على الحسن بن محمود زيدانى آمده است ولى ما از جهت حفظ امانت عين صورت نسختين مد و جها را ضبط كرديم ولى به نظر ميرسد وجه صحيح مندرج در شد الازار است . ( 297 ) - الشيخ صفى الدين محمود الخبرى ( شد الازار ) - الخبرى ظاهرا به سكون باء موحده است منسوب بخبر كه تلفظ مستحدث آن خفر است و آن بلوكى است معروف در فارس در هجده فرسخى جنوب شرقى شيراز . ( 298 ) - مد : چنانچه نان خود از شهر خود مياورد و نقل ميكردند فطور او از شهر وى تا افطار به آن ميفرمود و از قوتهاء شيراز هيچ تناول نميكرد . و يصوم النهار و لم يتناول من اموالهم شيئا و لم يأكل من اقوات شيراز بل كان ينقل اليه الخبز من بلده لافطاره ( شد الازار ) . ( 299 ) - در شد الازار شرح‌حال فوق در ذيل نام الشيخ ابو الفتح نيريزى آمده است و به نظر صحيح ميايد منتهى از جهت حفظ امانت ضبط نسختين جها و مد مأخذ قرار گرفت . ( 300 ) - جها : مولانا ظهير الدين حسين .