أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
441
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
مجاور گشته بود و از اصحاب شيخ شهاب الدين سهروردى بود و فقيه در شأن او گفته هيچكس مهربانتر از وى نبود و در سالى در مدينه رسول صلى الله عليه و آله و سلم پانجده « 201 » روز طعام نخورد و احوال خود با هيچكس اظهار نميكرد از جهت تعفف و استغناء ، و متوفى شد در سال ششصد و سى و ششم از هجرت و او را دفن كردند در مصلى رحمة الله عليه . قاضى مجد الدين اسمعيل بن نيكروز بن فضل الله بن الربيع السيرافى « 202 » قدوه « 203 » ائمه بود و اسوه امت و دريائى بود كه گوئيا ساحل نداشت و مناقب او نميتوان شمرد و ماثر مرضيه و مساعى مشكوره او از شمار بيرون بود و عمر عزيز او مستغرق بدرس و فتوى و روز و شب بزهد و تقوى بود . و هميشه قدر او در پيدا و پنهان بلند بود و همتى بزرگ داشت و شرعيات فارس را بوى دادند بعد از آن بعدل در ميان مسلمانان حكم ميكرد و بركات او عام شد و در ميان مؤمنان متأسى بسيرتهاى سلف مىبود در ترك تكلف . و هرگاه كه سوار ميشد لشكر عدول و خدم همراه خود نميكرد « 204 » و ميگويند مدت پنجاه سال بدراعه و عمامه قناعت كرد و ميفرمود كه اگرنه از جهت شرع و تزئين امر قضا بودى در نظر عام اين دستار و عمامه نمىپوشيدم و معيشت او از ملك خود او بود و از بيت المال نمىخورد و تصرف در اوقاف بهيچگونه نميكرد و بزرگان علما تلميذ او بودند و مفتخر بوى ميگشتند و تقوى و ادب و علوم از همه بيشتر داشت و با وجود كمال و علم و هنر خادم فقرا و مساكين و اهل علم بود
--> ( 201 ) - جها : پانزده . ( 202 ) - مد : مولانا مجد الدين اسمعيل بن نيكروز بن فضل بن زياد بن بهار سيرافى جها : مولانا مجد الدين ابى ابراهيم بن نيكسرانى المشهور بفالى ( متن از نسخه شد الازار است ) . ( 203 ) - قدوه . مأخوذ از تازى پيشوا و مقتدا ( ناظم الاطباء ) . ( 204 ) - لم يحتشد الجنود اذا ركب و لم يعقد البنود اذا غضب ( شد الازار ) .