أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

420

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

در شيراز حاصل كرده بود و بيست سال وعظ فرمود و بعد از آن به زيارت بيت الله رفت و در مسافرت شيخ شهاب الدين سهروردى را دريافت « 95 » و خرقه از وى پوشيد و اين خرقه باقيست در دست فرزندان او و فقيه صاين الدين ميگويد من نديدم هيچكس بلهجه او و نيكوتر از او نديدم هيچكس كه سخن نرم‌تر از وى مىگفت و هرگز از جاده شرع تجاوز نكرد و مادام ملازم احاديث و آيات بود « 96 » و گريه بسيار ميكرد و عطائى و بخششى و وفائى داشت چنانچه رباطى در جنب خانه بنا كرد و خدمت خلق ميكرد و طعام به فقرا و مساكين ميداد و مسافران را مىنواخت تا روزى كه مسافرانه از دار فنا به خانه بقا رحلت كرد در سال ششصد و بيست و نهم و او را در رباط خود نزد پدر مدفون كردند . مولانا لسان الدين محمد سمنانى « 97 » فقيهى عالم محقق فاضل « 98 » بود كه استاد بيان و درس فقه در عهد خود بود « * » و از خلق ممتاز بود و لفظى پاك و زبانى خوش داشت و حاوى بر پسر صاحب حاوى خوانده بود و مستحضر جامع بود چنانچه هيچكس بر وى سابق نبود در استحضار حاوى و پس از وى هيچكس بوى نرسيد و در معرفت و كرامت نشانه بود « 99 » و

--> ( 95 ) - كلمه را بعد از سهروردى براى وضوح مطلب اضافه شد ( دو نسخه جها و مد فاقد را است ) . ( 96 ) - مد : مادام ملازمست و آيات بود - جها : جمله مذكور را فاقد است . ما شرع قط فى الترهات . بل لزم الاحاديث و الايات ( شد الازار ) . ( 97 ) - مولانا لسان الدين نوح بن محمد الطوسى اصلا السمنانى مولدا ( شد - الازار ) . ( 98 ) - جها : فقيهى عالم و محققى فاضل بود . - جها : كه در اثناى بيان درس در عهد خود نظير نداشت . * مد : استاد فقه و بيان و درس خود در آن عهد داشت . ( 99 ) - الفقيه العالم المحقق النبيه الفاضل المدقق فاق اهل عهده بدراسة الفقه و بيانه و امتاز من بنى جلدته بنقاء لفظه و ذلافة لسانه قد قرأ الحاوى على مولانا جلال الدين محمد ابن المصنف و كان مستحضرا جامعا لا يسبقه احد قبله و لا يلحقه احد بعده و كان فى المعرفة و الكرامة آية ( شد الازار ) .