أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
25
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
بنت المظفر كه در شد الازار ازو هم ذكرى آمده و وى زنى دانشمند و محدث و عابد بوده و اجازههاى عالى داشته و كرامات ازو روايت مىكردهاند و كتابى در حديث نوشته است بنام « كتاب الاربعين رواية الصالحات عن الصالحين » و در سال 740 درگذشته است . اما پسر ديگر صدر الدين ابو المعالى كه جد دوم جنيد باشد سعد الدين ابو اليمن اسعد بن مظفر نام داشته و ازو هم در شد الازار ترجمهاى هست و گويد بزرگترين فرزندان پدرش بود و مردى دانشمند و پارسا و واعظى شيرين سخن بشمار مىرفت و در جامع عتيق و جامع جديد و مسجد بغدادى تذكير مىگفت و در ادب توانا بود و محفوظات بسيار داشت و هنگامى كه خانهء تازه براى خود ميساخت و نجاران سقف آن را مىساختند سقف بر سر او فرود آمد و در سال 670 درگذشت و در همان بقعهء خانوادگى او را به خاك سپردند . از جد جنيد نيز اطلاعاتى بدستست و خود در شد الازار دربارهء او مىگويد : شيخ بهاء الدين ابو المبارك محمد بن اسعد بن مظفر شيخ دانشمند عارف خداپرست و پرهيزگار بود و اوراد و نوافل بسيار داشت و همواره قرآن مىخواند و در راه و سكون و رفت و آمد هم بدان كار مشغول بود و در قراآت هفتگانه دست داشت و كتاب شاطبى را خوانده و اصول را از شيخ على ديوانى واسطى فراگرفته بود و در بقعهء پدرش و جدش و در مسجد سرو پس از نماز آدينه تذكير مىگفت و شيرينزبان بود و شيخ عمر بن مبارز او را از اولياى خدا در زمان خود مىدانست و با يك ديگر مكاتبه داشتهاند و از وى كرامات نقل كردهاند و در سال 740 درگذشت « 12 » و در همان بقعه او را به خاك سپردند . جنيد عمى هم داشته است كه در همان سالى كه پدرش در گذشته او هم در آن سال مرده و در شد الازار « 13 » ازو هم ترجمهاى هست بدين گونه : حاج امام الدين ابو المظفر حسن بن محمد بن
--> ( 12 ) - چون سال 740 سال مرگ پسرش نجم الدين محمود و پسر ديگرش امام الدين حسن هم هست و پدرش در 670 درگذشته پيداست كه نسخه درست نيست و كاتب درست ننوشته و مىبايست لااقل 704 باشد . ( 13 ) - ورق 95 يك از نسخهء عكسى .