أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
381
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
مباركقدم نيكوسيرت بود و ميگويند در بدايت حال خوابى ديده بود و شرم ميداشت كه از تعبير آن سؤال كند پس بنزد فقيه جمال الدين معبر رفت و از آن خواب پرسيد و شرم داشت كه حكايت كند كه در خواب چه ديدهام پس فقيه بفراست دريافت و بدانست و گفت چنين و چنين ديدى گفت بلى فقيه گفت چيزى نذر من كن تا تعبير خواب تو بكنم . گفت هزار دينار نذر تو كردم . فقيه گفت بدرستى كه خداى تعالى درهاى نعمت بسيار بر تو خواهد گشاد به بركت زنى كه از اهل خاندان تو باشد ، پس از چند سال ملك جمال الدين طيبى بيامد و دختر او را سيد بستد بزنى ، و درهاى فتح و فتوح برو گشاده گشت . بعد از آن در حالت خوشى و فراخى متوفى شد و او را در بقعه خود نهادند خلف دار السياده . شيخ امين الدين جعفرى « 184 » قدوه حفاظ و اسوه صادقان بود و فهمى نيكو داشت و ذكرى بر دوام ميكرد و ملازم مسجد و محراب بود و مادام در گريه بود از ترس خدا و از مشايخ او يكى ابو الفتوح عجلى است و ديگر شيخ رضى الدين طالقانى « 185 » و ديگر امام ناصر الدين كه امير مسلمانان بود و روايت كردهاند از وى جميع روايات در مشيخه خود « * » و مدفن او در برابر دار السياده است .
--> ( 184 ) - مد : شيخ امين الدين خفرى - الشيخ امين الدين عطاء الله بن محمد بن خداداد الخوزى الجعفرى ( شد الازار ) . ( 185 ) - يعنى رضى الدين ابو الخير احمد بن اسمعيل بن يوسف بن محمد بن العباس القزوينى الطالقانى الفقيه الواعظ الشافعى متولد در 512 و متوفى در 13 محرم 590 در سن 78 سالگى ، وى مدتى قبل از سنهء 580 مدرس مدرسهء نظاميه بوده است در بغداد و در اين سال بقزوين مراجعت نمود و تا آخر عمر در همانجا بود و در همانجا نيز وفات نمود ، - صاحب ترجمه سنى بسيار متعصب عنود گرانجانى بوده است و مانند غزالى لعن يزيد را جايز نميدانسته و او را « امام مجتهد » ميدانسته است ( ! ) و در آزار و ايذاء شيعه تا آنجا كه از دست او برمىآمده هيچ كوتاهى نميكرده است - حاشيه علامه قزوينى . * - و قد اثبت له بخطه روايه جميع ما اثبته فى مشيخته و سائر ما جمعه ( شد الازار ) .