أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
347
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
از هجرت و او را در نزد پدر خود دفن كردند در رباط خود كه معروفست بكوچه برمكيان و برامكه از حكام شيراز بودهاند و آثار خيرات ايشان نوشته است بر سنگى و چوبى چند در محرابهاى مسجد عتيق و يكى از ايشان در حوالى « 59 » ابرقو هيات « 60 » در گوشهء مدفونست و بشيخ برمك مشهور است « 61 » . شيخ ابو عبد الله احمد مقرى « 62 » زاهدى پرهيزگار و نيكوروى بود و خوئى و خلقى خوش داشت . بشيراز « 63 » آمد و اقامت كرد پس از آنكه مسافرت حجاز كرده بود و احاديث از عبد الرحمن « 64 » سلمى و ابو طاهر زيادآبادى « 65 » و غير ايشان روايت ميكرد و ميخواند و حديث بسيار از اكابر شنيده بود و مردى خوشصورت و خوشسيرت بود و در سال چهارصد و شصت و هشتم « 66 » از هجرت متوفى شد و او را در بقعه خود دفن كردند كه مشهور است بمشهد حريصى . شيخ تاج الدين احمد حر « 67 » امامى باورع بود و در حديث و تفسير و حفظ قرآن ماهر بود
--> ( 59 ) - مد : خوان . ( 60 ) - جها : ابرقوهيان . ( 61 ) - مرحوم علامه قزوينى در ذيل صفحه 282 مرقوم داشتهاند . . . . مترجم هميشه چيزهائى كه از خود علاوه كرده اين عبارت را قبل از آن افزوده « مترجم گويد » و اينجا چنين عبارتى ندارد . . . . در حالى كه در بسيارى موارد مترجم عباراتى را بر متن اضافه مىكند و جمله « مترجم گويد » را نيز نمينويسد : مانند عبارات متن پس از . . . نزد پدر خود دفن كردند تا آخر شرح احوال كه كلا از مترجم است . ( 62 ) - الشيخ ابو عبد الله احمد بن على المقرى الحريصى . ( شد الازار ) . ( 63 ) - جها - مد : چون بشيراز . ( 64 ) - مد : عبد الرحيم ! ( 65 ) - اطلاعى در خصوص اين شخص نتوانستيم بدست آوريم ، و زياد آباد نام دو قريه است در فارس : يكى در بلوك ارسنجان و ديگر در بلوك بيضاء ( رجوع شود بفارسنامهء ناصرى ج 2 ص 174 و 184 ) . ( 66 ) - سال فوت وى در شد الازار چنين آمده است : توفى فى صفر سنه سبع و ستين و اربعمائه . ( 67 ) - الشيخ تاج الدين احمد بن محمود بن محمد النعمانى المعروف بحر ( شد الازار ) .