أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

319

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

محاصره كرد و جنگ بسيار كرد چون خداى تعالى تقدير كرده

--> - سه مرتبه نام اين قلعه بهندر چاپ شده به عين همان املاى مذكور ولى بباء موحده بجاى فاء ، و ازين املاى ابن الاثير بضميمهء املاى شد الازار و تاريخ محمود گيتى واضح مىشود كه اصل نام اين قلعه در زبان فارسى پهندر بوده است با باء فارسى در اول كه بعدها در تحت نفوذ زبان عربى اين باء فارسى گاه بفاء تبديل شده مثل همين موارد سابق الذكر شد الازار و تاريخ محمود گيتى ، و گاه بباء عربى مانند سه مورد مذكور در ابن الاثير و نيز مانند تلفظ امروزى خود اهالى محل يعنى شيراز كه اين قلعه را اكنون قلعهء بندر مينامند بباء موحده و نون و دال و راء مهملتين به همان لفظ بندر معروف يعنى شهر واقع بر لب دريا و محل توقف كشتيها و حمل‌ونقل بضايع و مسافرين ، و اين تلفظ امروزى اهالى نزديكترين صور اين كلمه است باملاى اصلى آن يعنى پهندر با باء فارسى كه با يك تدرج طبيعى منظمى از يكطرف در فارسى پهندر - پندر - بندر شده است ، و از طرف ديگر در عربى از پهندر - فهندر و بهندر و مهندر به عمل آمده است ، - اين صورت اخير يعنى مهندر با ميم در اول املاى كتاب احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ابو عبد الله محمد بن احمد مقدسى بشارى است از مؤلفين نيمهء دوم قرن چهارم هجرى كه خود نيز بشخصه مدتى در شيراز بوده است ، مؤلف مزبور در ضمن تعداد هشت دروازهء كه شيراز در آن عصر داشته از قبيل دروازهء سلم و دروازهء اصطخر و دروازهء كوار يكى نيز دروازهء مهندر را مىشمرد كه لابد بواسطهء محاذات آن دروازه با اين قلعهء واقع در شرق شيراز به اين اسم معروف شده بوده است ، و دخويه مستشرق مشهور هلاندى ناشر كتاب مزبور در حاشيهء اين موضع ص 430 گويد : « اين كلمه يعنى مهندر نام همان قلعه‌ايست كه امروزه فهندر ناميده مىشود و ( اوزلى ) در سفرنامهء خود ج 2 ص 29 ببعد وصف آن را نموده است » - و اين نكته را نيز ناگفته نگذريم كه بواسطه تشابه خطى عجيبى كه ما بين فهندر ما نحن فيه و قهندز با قاف و زاء معجمه ( معرب « كهن دز » كه در قرون وسطى بر مطلق هر قلعهء مستحكمى كه در وسط بعضى شهرهاى بزرگ ايران واقع بوده اطلاق ميشده مانند قهندز مرو و قهندز نيشابور و قهندزهاى بلخ و بخارا و سمرقند و غيره ) موجود است در بعضى از نسخ كلمهء اول بكلمهء ثانى تصحيف شده از جمله در شيرازنامه مطردا در صفحات 26 - 28 ، پس بايد جدا ملتفت اين نكته بود و اين اشتباه را تكرار نكرد ، - مؤلف فارسنامهء ناصرى نام اين قلعه را غالبا در كتاب خود از جمله در ج 2 ص 333 پهن‌دز بباء فارسى و زاء معجمه در آخر و تجزيهء آن در كتابت به دو كلمه نگاشته است ، و بدون شك چون در ذهن او رسوخ كرده بوده كه جزء اخير اين كلمهء ( دز ) است بمعنى قلعه لهذا ابتناء بر اين عقيدهء خيالى بر خلاف املاى عموم مآخذ معتبرهء ديگر و بر خلاف تلفظ خود اهالى محل كه همه اين كلمه را چنان كه گفتيم بندر براء مهمله بلفظ بندر بمعنى شهر ساحلى تلفظ ميكنند او آن را با زاء معجمه و انفصال در كتابت نگاشته و اين املاى ساختگى را به اين كلمه داده است ، - در فارسنامهء ابن البلخى نيز چون يكى از مآخذ عمدهء دو ناشر آن كتاب مرحومين لسترنج و نيكولسن در تصحيح متن آن بتصريح خودشان همين فارسنامهء ناصرى بوده است لهذا آنها نيز كلمهء پهندر را در نام اين قلعه كه دو مرتبه در آن كتاب آن آمده ( ص 133 و 166 ) -