أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

315

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

سخن طريقت ميگفت « 161 » و درويشان مىشنيدند و او را بذلى و مروتى بود و ذوقى و وجدى داشت در سماع و مولانا قوام الدين عبد الله احيانا به زيارت او ميرفت و دوستى در ميان ايشان ثابت بود . مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد روزى در مجلس درس مولانا قوام الدين او را ديدم در غايت فرح و شادى و نور از روى او ميتابيد و چند بيت از قصيده ابن فارض ميخواند بعد از آن در سال هفتصد و پنجاه « 162 » وفات كرد و او را در نزد شيخ احمد دفن كردند « 163 » . شيخ محمد غازى « 164 » ميگويند از غازيانست كه در حالت سوارى بجنگ مجوسان آمده بود و او را شهيد كردند در عهد عمر بن عبد العزيز و در باغچه كه مشهور است بسه‌شنبه نزد باغ ميدان رباطى است او را دفن كردند و آنجا گوشه عبادت است . شيخ شمس الدين عمر مشهدى واعظى بليغ و فصيح بود كه آوازى بلند داشت و در عهد قاضى ركن الدين يحيى بشيراز آمد و جماعت بسيار و خلق بيشمار از خواص و عوام متابعت او ميكردند بعد از آن مردى از عوام در پى او افتاد و مشهور ميكرد كه او مهدى است پس ويرا بكشتند و آنكس كه او را بكشت او را نيز بكشتند و همچنين همين شخص كه ميگفت مهدى است و در همسايه شيخ غازى دفن كردند « 165 » .

--> ( 161 ) - جها : معرفت ميورزيدند و سخن طريقت ميگفت - يتكلم بالمعرفه و يستمعون قوله ( شد الازار ) . ( 162 ) - توفى فى سنه ست و خمسين و سبعمائه ( شد الازار ) . ( 163 ) - يعنى ظاهرا شيخ احمد بن عبد الله معروف بمما صاحب ترجمه مذكور بلافاصله قبل ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 164 ) - الشيخ غازى بن عبد الله ( شد الازار ) . ( 165 ) - و استتبع خلفا كثيرا من الخواص و العوام ثم ظهر رجل يزعم انه -