أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
299
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
شيخ على سراج عارفى محقق بود و خال اولاد شيخ روزبهان است و شانى عظيم و حالى عجيب داشت « 98 » و ميگويند چون شيخ روزبهان مريض گشت شيخ على سراج و شيخ ابو الحسن كردويه درآمدند . شيخ روزبهان روى بايشان آورد و فرمود بيائيد تا از اين قيد حيات فانيه بيرون رويم و باقى بمانيم بزندگانى ابدى ايشان گفتند قبول كرديم شيخ فرمود من مقدم ميشوم و تو اى على بعد از گذشتن يك ماه و تو اى ابو الحسن بعد از پنج ماه پس وعده بدادند پس شيخ روز ديگر وفات كرد بعد از يك ماه شيخ على رحلت كرد و مدفن او در رباط شيخ است و بعد از پنج ماه شيخ ابو الحسن متوفى شد و ذكر او از پيش در نوبت خود رفت رحمت الله عليه « 99 » . شيخ مؤيد الدين از اولياء الله بود و مردم انفاس او را مبارك ميداشتند و ميگويند در اول حال شطارى بود كه در شبها دستار مىربود . شبى قضا چنان بود كه بيرون رفت در طلب چيزى و پنهان شد در تاريكى كه عمامه بربايد . پس در راه كه ميرفت ناگاه شيخ شمس الدين محمد صفى « 100 » رسيد و خواست كه عمامه بربايد . شيخ فرمود كه اى مؤيد با ما نيز « 101 » اين سخن از شيخ بشنيد « 102 » سبب توبه او شد و تعجب كرد و بدانست كه او را بالهام شناخته است زيرا كه در ميان ايشان هيچ آشنائى نبود پس در پاى شيخ افتاد و عهد كرد
--> ( 98 ) - ذا حال رفيع و شأن عظيم ( شد الازار ) . ( 99 ) - ترجمه با متن اختلافى دارد براى توضيح عين عبارت شد الازار نقل مىشود . من قيد هذه الحياة الفانية الجسمانية لنبقى بالحياة الابدية الروحانية فأجاب كل منهما بالقبول فقال الشيخ انا اتقدم و انت يا على بعد مضى شهر و انت يا ابا الحسن بعد خمسة عشر يوما ، فتواعدوا و توفى الشيخ من الغدو الاخران بعد مضى ما وعد ، و وفاته فى منتصف صفر من السنة رحمة الله عليهم . ( 100 ) - متوفى در سنه 642 . ( 101 ) - جها : با ما هم . ( 102 ) - جها : پس اين سخن از شيخ صفى .