أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

259

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

كتابى در علم كلام تصنيف كرده بود و مصباح قاضى ناصر الدين را « 186 » شرحى وافى بنوشت كه علما و عقلا آن را پسند كردند و بعد در نزد پدرش دفن كردند . شيخ موفق « 187 » گوئيا از مزارات قديمه است و محله بوى مشهور است و بر تربت وى تعليم قرآن ميكنند و خلق را كلام الله مىآموزانند و مرقد او نزديك شيخ جعفر طيار است . فقيه مشرف الدين « 188 » از وزيران عالم بود كه خداى تعالى او را مرتبه دنيوى و اخروى داده بود و اموال او در خيرات صرف ميشد و اوقات او در طاعت ميگذشت و او را استحضار تمام در فقه شافعى بود تا حدى كه علماء بزرگ استكشاف از وى ميكردند و مسائل از وى ميپرسيدند و تحقيق ميكردند و ميگويند كه در اوائل معلم اتابك سعد بود پس علما مأمور شدند بطوع و بعضى بكره بتعليم او بعد از آن به درس او حاضر ميشدند « 189 » پس مدرسهء رفيع بساخت و خيلى ضياع و متاع و املاك نفيسه بر آن وقف كرد و آن را مدرسه

--> ( 186 ) - غلط فاحش است چه مقصود در اينجا شرحى است كه صاحب ترجمهء متن حاضر شيخ روح الدين بن شيخ جلال الدين طيار بر كتاب مصباح قاضى ناصر الدين عبد الله بن عمر بيضاوى مشهور نگاشته است ، نه شرحى كه خود بيضاوى مزبور بر مصابيح السنهء بغوى نوشته چه اين كتاب اخير متن آن از بغوى است و شرح آن از بيضاوى پس چه‌چيز آن از صاحب ترجمه ميتواند باشد ، ( رجوع شود براى مآخذ شرح احوال بيضاوى بص 77 حاشيهء 2 ، بعلاوهء مفتاح السعادة 1 : 436 ، و شذرات الذهب 5 : 393 - 394 ) ، ( حاشيه شد الازار ) . ( 187 ) - در شد الازار نيامده است . ( 188 ) - مد : فقيه شرفى - جها : فقيه مشرقى . ( 189 ) - جها : پس علماى نامور بطبوع و بعضى بكره بتعليم درس او حاضر ميشدند - ( جمله مشوش است ) .