أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

254

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

مذكور و او را دفن كردند نزد پدر در آن بقعه معموره كه ارواح همه‌شان پرنور باد « 165 » . خواجه ركن الدين يحيى راست‌گو « 166 » واعظى خوش‌آواز ، بلندپرواز ، فصيح بود كه بزرگى و عزتى تمام داشت و هرگز هيچ ذخيره نميكرد از براى فردا . و از هيچ‌كس نميترسيد به غير خداى تعالى و هيچ باكى نميداشت از نايافتن دينار و نابودن دنيا و بسيارى از عمال و خدام آن نميخواست « 167 » و در جامع عتيق و سنقرى و جايهاى پدران وعظ ميفرمود بآوازى خوش و ادائى خوب و دلكش ، كه خيل مردم از آواز او وجد و ذوق و شوق مىيافتند و خطابت مسجد عتيق از شاه جمال الدين شيخ ابو اسحق كه بامير شيخ مشهور است و پادشاه فارس بود « 168 » به او رجوع شد بعد از آن در اداء آن نيكوئى بجا آورد « 169 » و بآواز خوش فصيحانه و بليغانه به آخر رسانيد . و عادت مبارك او آن بود كه به خانه خويشان ميرفت و بقدم و كرم و لطف و انصاف و احسان ايشان را پرسش ميكرد . و در شيراز هيچ خانه از مشايخ و علما و وعاظ و فقرا نبود الا كه خواجه را به خانه ميبردند و دوستى با وى ميكردند و مقدم شريف او بر خود عزيز و شريف ميدانستند . و او را ذهنى نيكو و طبعى مبارك بود و علم اصوات و ايقاعات كه نزد اهل فضل فنى از فنون است نيكو دانست « 170 » مترجم كتاب ميگويد بيتى عربى از وى شنيده بود پدر من و من ياد گرفتم و معنى آن بيت اين است و مترجم آن را به فارسى نظم كرده :

--> ( 165 ) - مد : همه‌شان باشد از نور . ( 166 ) - الشيخ ركن الدين يحيى بن منصور بن المظفر ( شد الازار ) . ( 167 ) - و لا يكترث بعمالها و خدامها ( شد الازار ) . ( 168 ) - جها : پادشاهى فارس داشت . ( 169 ) - فادى حقها بحسن ادائه ( شد الازار ) . ( 170 ) - مد : داشت .