أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
207
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
گشاده خواهد شد « 95 » كرد چون اين بشنيد به خانه رفت و بندى محكم بر پاى خود بست و سرى ديگر بسقف خانه بست و بصدق و نيكوئى نيت تا بروز آنچه گفته بودند بگفت . بجدى تمام و كمال عزيمتى با اهتمام . چون وقت سحر شد سعادتش بدميد و حق سبحانه و تعالى درهاى علوم بر دل او بگشاد . و سينه او را منشرح گردانيد بانوار قدس خود . بعد از آن كرد نادان كه دانايان بحقارت در وى ميديدند از پرتو صدق و اعتقاد انوار الهى بر وى تافته ، حالى دانا شد « 96 » كه هر مسئله كه ميگفتند ميدانست و هر معارضه كه مينمودند جواب ميداد و ميگفت امسيت كرديا و اصبحت عربيا و قصه او نشانهء روشنست كه ظاهر كرده است از براى خلق ، خداى تعالى . تا بدانند كه اين فضل است و هركس را كه ميخواهد ميدهد و وفات او در سال سيصد و هفتاد و چهارم از هجرت بود و مقبره او در محله سرپلك است مشهور بشيخ بابويى رحمت الله عليه .
--> - عربى قرطم و بفرانسه كرتم ( Carthame ) و گل آن را احريض گويند و آن گياه در ايران و در باغهاى اطراف طهران فراوان است ، - عصفر در عربى بدون تاء تأنيث در آخر است ولى در حكايت متن محض موازنه باكزبرة تائى بر آن افزودهاند . ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 95 ) - در شد الازار چنين آمده است : يقال انه الذى قال امسيت كرديا و اصبحت عربيا و قصته ان بعض الاكراد اتى بعض المدارس فرأى الطلبة يتذاكرون العلم و يتدارسون فسألهم عن شيئى فضحكوا منه فقال انى اريدان اتعلم شيئا مما انتم فيه فقالوا ان اردت ان تصير عالما فمد بسبب الى سماء بيتك الليلة [ و اشدد رجليك به وثيقا ] و قل ما استطعت كزبرة عصفرة فانه سيفتح عليك ابواب العلم . جملهء بين دو قلاب از روى فقرهء معادلهء اين عبارت در نفحات ص 363 : « اگر ميخواهى كه دانشمند شوى امشب ريسمانى از سقف خانهء خود بياويز و پاى خود را محكم آنجا ببند و چندانكه توانى بگوى كزبرة عصفرة » علاوه شد كه براى تكميل معنى وجود آن لازم است ، و از عبارت بعد در متن : « فذهب الرجل و شد فى رجليه حبلا و احكمه فى سقف البيت » نيز واضح مىشود كه جملهء مزبوره در اصل منقول عنه مؤلف بوده و بعدها از قلم افتاده ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 96 ) - جها : از پرتو نور الهى دانا شد .