أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

201

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

پس ترك ملازمت اهل دنيا كرد و ملازم سلوك دين و رياضت و يقين شد تا زمانيكه بيافت آنچه ميخواست و خانقاهى بنا كرد و خدمت صادر و وارد ميكرد و حفاظ جمع ميشدند و صلحا ذكر و نماز و قرائت در آن بقعه بجاى ميآوردند تا زمانى كه وفاتش رسيد در سال ششصد و چهل و چهارم از هجرت و او را دفن كردند در خانقاه خود بعد از آن پسر عارف وى در جنب او دفن كردند رحمت الله عليهما « 84 » . حكايت مناسب اين مزار - ميگويند در سيرتى « 85 » نوشته است :

--> ( 84 ) - در شد الازار درباره تاريخ وفات و نام پسر وى چنين آمده است : توفى فى سنة ثمان و اربعين و ستمائة و دفن بخانقاهه التى استحدثها بمحلة الدباغين بدرب سلم ، ثم دفن فى جواره ابنه العارف الباذل محمد بن الحسين و وفاته كانت فى سنة احدى عشرة و سبعمائة . علامه قزوينى درباره اين دو تاريخ نگاشته است : اين دو تاريخ وفات پدر و پسر يعنى سنهء 648 و 711 در هر سه نسخه بعينه به همين نحو است بدون اختلاف ، - در شيرازنامه ص 138 شرح‌حال دو نفر يكى پدر و ديگر پسر مذكور است كه در اسم و نسب و لقب و تاريخ وفات بعينها و طابق النعل بالنعل با صاحب ترجمه و پسرش يكى ميباشند ولى در شيرازنامه اين پدر و پسر را جزو مدفونين در محلهء در خفيف شمرده و در كتاب حاضر چنان كه در متن ملاحظه مىشود جزو مدفونين دروازهء سلم ، و بعلاوه در شيرازنامه گويد كه اين پدر و پسر معروف بوده‌اند به « سرده » و كتاب حاضر ازين فقره ساكت است ، فقرهء دوم هيچ اهميتى ندارد چه ممكن است مؤلف كتاب حاضر از ذكر لقب « سرده » براى صاحب ترجمه غفلت يا مسامحه كرده باشد ، ولى اختلاف اول يعنى اختلاف در محل دفن اين دو نفر عجيب به نظر مىآيد زيرا دو مؤلف مزبور هر دو از اهالى شيراز و هر دو با يكديگر معاصر و هر دو فاضل و مورخ بوده‌اند معذلك يكى مدفن اين پدر و پسر را در محلهء در خفيف كه در شمال شرقى شيراز واقع بوده نگاشته و ديگرى در دروازهء سلم كه در جنوبى غربى همان شهر بوده است ، پس يا بايد فرض كرد كه يكى از دو مؤلف مزبور را با يكى از نساخ آنها را در محل دفن اين دو نفر خلطى و التباسى دست داده ، يا اينكه اين دو شخص مذكور در كتاب حاضر و در شيرازنامه با وجود اتحاد كامل در نام و نسب و لقب و تاريخ وفات و با همه استبعادى كه اين فقره دارد معذلك با هم متغاير و اشخاص مختلف بوده‌اند و اين اتحادات همه از قبيل توارد و تصادف بوده است . ( 85 ) - مراد السيرة الكبرى است كه علامه قزوينى در ذيل كلمه مزبور در شد الازار چنين نگاشته است : مؤلف در كتاب حاضر مكرر از كتابى باسم « السيرة الكبرى » يا « السيرة الكبرى لمشايخنا » كه واضح است موضوع آن كتاب تراجم مشايخ فارس بوده فصولى نقل كرده است و ظاهرا هيچ‌جا اسم مؤلف آن را نبرده است ولى به ظن قوى بلكه بنحو قطع و يقين بايد اين كتاب از تأليفات فقيه صائن الدين حسين بن محمد بن سلمان -