أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

199

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بسيار كردند تا وفات كرد و ميگويند در وقت مرگ اين مصراع بخواند : عشقت نه گران خريدم اى دوست بجان وفات او در ماه ربيع الاول در سال هفتصد و چيزى از هجرت بود و پيش روى شيخ ابو الحسن او را دفن كردند رحمت الله عليه « 77 » شيخ حسن تنككى « 78 » از عارفان صوفيه بود و مريد شيخ نجيب الدين « 79 » و ملازم خويشان او و دكانى داشت و در آن زاويه بود و بعبادت اشتغال داشت و مزدوران كارهاى دكان را ميساختند از نان‌پزى و خريد و فروخت و غير آن و گاه بود كه مشترى بسيار بود « 80 » و نان اندك و او ميرفت و بدست خود نان مىپيچيد و ببركت بسم الله الرحمن الرحيم كه ميگفت بركت در نان پيدا ميشد چندانك خريداران

--> - گفتيم در سنهء 620 ضبط كرده و سياق عبارت نسوى در « سيرة جلال الدين منكبرنى » نيز دال بر همين است ) . ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 77 ) - در شد الازار در سال فوت وى چنين آمده است : توفى فى ربيع الاول سنة احدى و عشرين و ستمائة و دفن قبالة الشيخ ابى - الحسن رحمة الله عليهم . ( 78 ) - جها : شيخ حسين سنگكى - الشيخ حسن بن عبد الله المعروف بتنككى ( شد الازار ) . چون بتصريح مؤلف صاحب ترجمهء حاضر نانوا بوده است پس تنككى بدون شبهه منسوب است به « تنك » بضمتين بر وزن خنك ( و بعضى نيز بفتح اول بر وزن سبك ضبط كرده‌اند ) كه بمعنى مطلق هرچيز نازك و رقيق و ضعيف است عموما و نان نازك رقيق خصوصا كه به عربى رقاق گويند بضم راء مهمله و نيز صلائق جمع صليقه و به فارسى امروزه لواش و لباش گويند ( رجوع شود بسامى فى الاسامى در باب صناع در فصل نان و لوازم آن ، و منتهى الارب در ر ق ق و ص ل ق ، و برهان قاطع و بهار عجم و انجمن‌آراى ناصرى هر سه در لواش ) ، - در ترجمهء كتاب حاضر ص 74 بجاى تنككى « سنككى » ( بسين بجاى تاء حرف اول ) چاپ شده و آن بدون شك تصحيف نساخ متأخر است كه چون معنى تنككى را نفهميده‌اند آن را به اين كلمه كه عبارت است از خباز نوعى ديگر از نان مشهور به سنگگ تحريف كرده‌اند ، و سنگك نانى است معروف كه بر روى سنگ سرخ كرده باخگر پزند ، ( حاشيه شد الازار ) . ( 79 ) - يعنى شيخ نجيب الدين على بن بزغش . ( 80 ) - مد : گاه بود كه مشتريان ميشدند .