أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

158

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بيرون رويم يعنى چيزى چند نوشته است كه ما آنها را نخوانده‌ايم و بغور آن نميرسيم . شيخ فرمود كه او در آخر عمر اينها را همه ترك كرد و در اين سخن ديديم كه آب چشم مبارك خود ريخته فرو چكانيد « 73 » متوفى شد در سال سيصد و چهلم از هجرت و او را دفن كردند در رباط خود كه معروف به زيركان است رحمت الله عليه . شيخ قوة الدين على « 74 » يكى از بزرگان صاحب كشف بوده كه مسافرت بسيار كرده است و مدتى مديد به شهرهاى دور رفته و مشايخ دريافته و صحبت با اكابر داشته است و سخن بزرگان شنيده و استفاده از صالحان نموده است . چون وفاتش رسيد او را در همسايگى شيخ دوكى دفن كردند « 75 » در قريه تخر كه مشهور است « 76 » . شيخ جمال الدين محمد بن ابى بكر كسائى « 77 » از علما و مشايخ شيراز است و قرآن بقرائت كسائى ميخواند و در قرائت مستحضر بود « 78 » پس ورا نسبت بكسائى كردند و تلميذ مولانا امام الدين بيضاوى بود و كتابها را درس گفت و

--> ( 73 ) - در شد الازار چنين آمده است : و روى عن الشيخ ابى بكر العلاف انه قال ما رأيت اورع منه قال و سألته يوما ان يخرج الى قراءات ابى حاتم السجستانى فقال تركتها لانى لم ارهامن سلاح الاخرة ثم قبض على لحيته و تمثل بهذا البيت : اذا ما مات بعضك فابك بعضا * فأن البعض من بعض قريب ( 74 ) - الشيخ قوة الدين ابو سعد على بن عبد الملك بن على ( شد الازار ) . ( 75 ) - جها : چون فوت شد در خانه شيخ دوكى دفن گرديد . با فحص بليغ اطلاعى از احوال اين شخص ( شيخ دوكى ) بدست نياورديم ( حاشيه شد الازار ) . ( 76 ) - عبارت ( در قريه تخركه مشهور است ) از مترجم است و در متن شد - الازار نيست . ( 77 ) - الشيخ جمال الدين محمد بن ابى بكر بن محمد المقرى الكسائى ( شد - الازار ) . ( 78 ) - جها : و از علم قرآن مستحضر بود .