أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

131

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بعد از آن تفحص كرد از حال آن مرغ كه ناگاه به چشم خود ديد كه آن مرغ در زمين افتاده بود و تيرى بر وى زده بودند و مولانا قوام الدين « 298 » رحمة الله عليه فرمود كه آنچه از كرامتهاى شيخ زاهد است يكى آنست كه روزى حال من تنگ بود و عيالان طلب چيزى ميكردند پس برخاستم و به زيارت شيخ زاهد رفتم و ابتداء سوره كردم و ميخواندم كه ناگاه آوازى شنيدم از قنديل كه معلق بر سر من افتاد چون نگاه كردم دينارى نقره بود كه بر آن قنديل آمده و از آن قنديل به پيش من افتاده بود « 299 » پس بستدم و شادمان گشتم و صرف عيال كردم . متوفى شد در سال پانصد و پنجاه از هجرت و دفن كردند او را در رباط عاليه خود « 300 » . شيخ جلال الدين ابو المفاخر مسعود بن مظفر بن محمد شيرازى « 301 » از بزرگان مشايخ عهد خود بود و امام زاهد صابر حليم

--> ( 298 ) - يعنى قوام الدين عبد الله از روحانيت شيخ ركن الدين ابو النجيب و از زيارت قبر او استمداد همت مينموده نه از خود شخص او چه قوام الدين عبد الله عصر صاحب ترجمه را درك نكرده بود است زيرا كه وفات صاحب ترجمه چنان كه خواهد آمد در سنه 630 بوده و وفات خواجه قوام الدين عبد الله در سنه 772 يعنى 142 سال بعد از وفات صاحب ترجمه . ( 299 ) - و ابتدأت بقراءة سورة من كتاب الله الكريم فبينا انا فى القراءة اذ سمعت تقيضا ( * ) من قنديل معلق فوق راسى فسقط على منه شيى فرفعنه فاذا هو دينار من ذهب . ( * ) - تقيض مصدر باب تفعل است از قيض بقاف و ياء مثناة تحتانيه و ضاد معجمعه و بمعنى شكافتن ديوار و فرو دريدن و افتادن آنست ( منتهى الارب ) ( شد الازار و حاشيه آن ) . ( 300 ) - در هر دو نسخه جها و مد مطابق متن فوق است ولى در شد الازار بدين صورت آمده است : ( و توفى فى سنه ثلاثين و ستمائه و دفن فى رباطه العالى رحمة إله تعالى عليهم ) و مرحوم علامه قزوينى در ذيل توضيح داده است كه : چنين است در م ، ب ق : خمسمائه ، - و ظاهرا خمسمائه سهو نساخ باشد چه مؤلف در اول اين ترجمه تصريح كرد كه صاحب ترجمه از اقران شيخ صفى - الدين عثمان كرمانى و از اهل طبقه او بوده و بعلاوه ما بين ايشان علقه مصاهرت و مصادقت موجود بوده و صفى الدين عثمان مزبور بتصريح شيرازنامه ص 121 در سنه 632 وفات يافته و بقول مؤلف كتاب حاضر تا سنه 641 در حيات بوده است پس چگونه ممكن است كسى كه در سنه 530 وفات نموده عصر كسى را دريافته باشد كه تا سنه 632 يا 641 ( يعنى صد و دو سال يا صد و يازده سال بعد از وفات او ) در حيات بوده و بعلاوه علقه مصاهرت نيز ما بين آن دو منعقد شده باشد . ( 301 ) - جها : شيخ جلال الدين ابو الميامن مسعود بن مظفر باغنوى . الشيخ جلال الدين ابو الميامن مسعود بن المظفر بن محمد الشيرازى ( شد الازار ) .