أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

113

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بنزديك دروازه اصطرخ « 219 » . شيخ فخر الدين احمد بدل « 220 » زاهدى بارع جامع بود ميان علم و عمل و مؤيد دين متين و مبطل رأى جهالت بود « 221 » و او را حظى وافر و اجرى متكاثر از حقيقتها « 222 » و معرفتها « 223 » بود و بيانى شافى در تبيين دقايق و لطايف حقايق داشت و تصنيف كتب كرده است يكى از آن مصباح ذوى الالباب است و كتاب كنز الاخبار است و كتاب النجاة و كتاب سر الخلافت و رساله‌هاى شريفه و فوائد لطيفه جمع كرده است و در سال ششصد و هفتاد و چهارم از هجرت وفات كرد رحمت الله « 224 » . شيخ بهاء الدين احمد بدل « 225 » سالكى در طريق دين و عارفى در شناختن يقين بود و معدن زهد و ولايت و چشمه عقل و كياست بود و در طريقت ثابت قدم بود و در حقيقت مرتبه داشت و مشايخ دريافته و طلب فايده از ايشان كرده و ميگويند كه شيخ فرمود كه در دوازدهم ماه رمضان وعظ ميگفتم در جامع مسعودى كه ناگاه شيخ ظهير الدين عبد الرحمن بمجلس من حاضر شد چون از منبر فرود آمدم مرا فرمود با تو سخنى پنهانست بخلوت بيا تا بگويم بعد از آن بخلوت رفتم فرمود اى پسر فتح باب تو از وعظ حاصل نيست حواله تو

--> ( 219 ) - شرح احوال صاحب ترجمه را در شيرازنامه يا جاى ديگر نيافتم ( حاشيه شد الازار ) . ( 220 ) - الشيخ فخر الدين ابو بكر بن عبد الله الفارسى المعروف ببدل . ( 221 ) - كان مويدا للدين المتين مهددا لاهل الباطل المهين ( شد الازار ) . ( 222 ) - جها : حقايق . ( 223 ) - جها : معارف . ( 224 ) - و دفن فى بقعة المباركه رحمة إله عليهم . . . ( شد الازار ) . ( 225 ) - اين شخص بقرينه نام پدرش ابو بكر و لقب پدر يا جدش ( بدل ) و اينكه در آخر اين شرح گويد ( و دفن خلف تربة ابيه ) به عادت معهود مؤلف كه عموما اين نوع تعبير را در مورد كسى ذكر مىكند كه ذكر پدرش بلافاصله قبل گذشته باشد شكى باقى نمىماند كه پسر صاحب ترجمه قبل است .