أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
101
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
سلمان « 151 » و مولانا نور الدين عبد القادر حكيم و سيد اصيل الدين عبد الله از تلامذه اواند « 152 » و غير ايشان تلميذان بسيار دارد و شيخ جلال الدين بن مسعود بن مظفر ميگويد : رسول خداى صلى الله عليه و آله و سلم در خواب ديدم كه در بازار در خلج « 153 » ميرفت گفتم يا رسول الله پدر و مادر من فداى تو باد كجا ميفرمائى حضرت رسالت « 154 » فرمود كه بپرسش ابو ذر ميروم پس همراه آن حضرت شدم تا درآمد در خانه شيخ معين الدين ابو ذر و او مريض بود بعد از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بنشست و او را پرسش فرمود پس شيخ برخاست و طبقى خرما بر طاقچه بود « 155 » آن را بستد و بنزد حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم بنهاد پس آن حضرت صلى الله عليه و سلم دو عدد يا سه عدد از آن بخورد « 156 » و استه « 157 » بر لب طبق بنهاد چون بيدار شدم و نماز صبح بگزاردم از حال شيخ معين الدين پرسيدم گفتند مريض است برفتم و شيخ را در همان خانه بديدم كه در خواب ديده بودم و طبق بر همان رف حجره ديدم پس شيخ را خبر كردم از كيفيت خواب . شيخ بگريه افتاد و طبق بنزد من بنهاد پس بديدم خرما چنانچه در خواب ديده بودم و بر كناره طبق دو عدد يا سه عدد استه بود « 158 » بعد از آن چند عدد خرما از آن طبق بخوردم و بازگشتم به خانه خود و شيخ در سال ششصد و پنجاه و يكم از هجرت وفات كرد و در ماه ذو الحجه او را دفن كردند در زاويه فرا گرفته بر در رباط شيخ كبير . شيخ روح الدين عبد الله كثكى صديقى « 159 » عالمى عابد مفتى بود و منظور نظر حق تعالى و عنايت ازلى
--> ( 151 ) - صائن الدين الحسين بن محمد بن سلمان . ( 152 ) - جها : اويند . ( 153 ) - جها : خليج . ( 154 ) - جها : رسالت پناه . ( 155 ) - جها : حاضر بود . ( 156 ) - جها : نوش جان فرمود . ( 157 - 158 ) - جها : استخوان خرما . ( 159 ) - اين شخص پسر شيخ معين الدين ابو ذر كثكى مذكور بلافاصله قبل از اين عنوان است در شيرازنامه شرح حالى مستقلا از او مذكور نيست ولى نام او -