أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

86

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

از ابو العباس كرخى « 62 » شنيدم كه گفت از ابو عبد الله خفيف شنيدم كه گفت پير شدم و ضعيف بودم از گزاردن نافله . پس از ورود خود هر شب يك ركعت نماز يا دو ركعت نماز كردم از بهر حديث رسول صلى الله عليه و آله و سلم كه فرموده است يك ركعت نماز نشسته كردن برابر نيمه « 63 » نماز ايستاده است . بدانكه شيخ كبير را صد و ده سال عمر بود و گفته‌اند بيشتر از آن پير بود و حافظ اسمعيل از ابو القاسم هاشمى روايت كرده است كه گفت از شيخ كبير شنيدم بر سر كرسى در آخر مجلس كه ميگفت مردى « 64 » و زنى در گورستان باهليه بودند و هرگاه كه غريبى از ياران ما رنجور ميشد او را ميبردند به خانه و خدمت وى ميكردند « * » . ناگاه درويشى نيكوسيرت « 65 » بيامد « 66 » و او را علتى بود و سخت رنجور شده « 67 » پس او را برگرفتند و خدمت وى ميكردند در خانه شبى از شبها حال آن درويش سخت‌تر و رنج او صعب‌تر شد پس خدمت وى بنوبت كردند « 68 » زن با مرد گفت من بخواب ميروم تو خدمت ميكن و تو بخواب ميرو كه من خدمت

--> ( 62 ) - چنين است در هر سه نسخه ب ق م و نيز در رساله قشيرى ص 29 يعنى الكرخى با خاء معجمه ، و چنين كسى با اين كنيه و نسبت كه عصر او با عصر شيخ كبير موافقت نمايد در كتب تواريخ و رجال اطلاعى از آن بدست نيامد ولى در تبيين كذب المفترى ابن عساكر ص 191 در شرح احوال شيخ كبير در عين همين حكايت اين كلمه ( الكرجى ) با جيم بجاى خاء مسطور است و در اين صورت ( بر فرض صحت اين نسخه ) محتمل است باحتمال قوى كه مراد ابو العباس احمد بن محمد بن يزيد فقيه كرجى ( بفتح كاف و راء مهمله منسوب به كرج ابو دلف كه در كزاز حاليه واقع بوده ) ساكن بغداد و متوفى در سنه 321 كه شرح‌حال او در انساب سمعانى در نسبت ( الكرجى ) ورق 477 ب مذكور است باشد . ( 63 ) - مد : كه نماز نشسته كردن بر نيمه . ( 64 ) - جها : كه مردى . * - جها - مد : و زنى در گورستان باهليه بود و هرگاه كه رنجور ميشدند او را ميبردند به خانه و خدمت وى ميكردند و هرگاه كه غريبى از ياران ما رنجور ميشد او را ميبردند به خانه و خدمت وى ميكردند - متن با مراجعه بشد الازار تصحيح گرديد . ( 65 ) - جها : نيكوصورت . ( 66 ) - جها : صورت كه بيامد . ( 67 ) - مد : او را علتى و رنجورى سخت بود . ( 68 ) - جها : ميكردند .