غلامرضا معصومى
61
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )
از پختن احتمالا در محل ديگرى لعاب روى آنها ميدادهاند . زيرا فقط يك تكه كوچك از سفال لعابدار در آنجا يافت شده است . ( ش 19 ) نوع ديگر اين كورهها مانند تنور است كه در اطراف آنها دور تا دور سه رديف سوراخهائى با فاصلههاى معين تعبيه شده كه ميخهاى سفالى درون آنها ميگذاشتند و ظروف را از آنها آويزان ميكردند تا پخته شود زيرا درون برخى از آن سوراخها هنوز هم ميخهاى سفالى شكسته وجود دارد . ميخهاى هويجى شكل بزرگ سفالى كه به تعداد بسيار در كورهها ريخته شدهاند مؤيد اين مطالب است . ( ش 20 ) گرچه دوست و همكار دانشمندم آقاى كامبخش فرد استفاده از اين ميخها را در كتاب خود « 1 » براى تنظيم حرارت داخل كوره دانسته است ولى آقاى ل - ى - آلبائوم دانشمند و باستانشناس روسى در كتاب افراسياب « 2 » كه به زبان روسى نوشته شده اشاره كرده است كه اين ميخها براى آويزان كردن پيهسوزها و ظروف سفالى ديگر بودهاند كه دسته داشتهاند و براى اينكه حرارت كوره به همه نقاط ظروف برسد و همهجا يكنواخت پخته شود يا لعاب بخورد آنها را از اين ميخها ( ميلههاى سفالى ) آويزان ميكردند . اين دانشمند روسى در صفحه 264 نوشته خود يك طرح فرضى از كوره سفالپزى قرن يازدهم ميلادى را ارائه داده و نظرش را در مورد كورههاى قرون 11 و 10 ميلادى آنطوريكه يادآور شدم بيان كرده است . ( ش 21 ) همچنين
--> ( 1 ) - كتاب « كاوشهاى نيشابور و سفالگرى ايران در سدهء پنجم و ششم هجرى » از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر - ادارهء كل باستانشناسى و فرهنگ عامه آبانماه 1349 صفحهء 42 . ( 2 ) - كتاب افراسياب AFRACIAB ( صفحهء 256 - 267 ) مقالهء آقاى ل - ى - آلبائوم تحت عنوان « سفالسازى در خرابههاى افراسياب تركستان در قرن دهم و يازدهم ميلادى » كه در سال 1969 در تاشكند بوسيلهء انتشارات « فان » به چاپ رسيده است .