غلامرضا معصومى

31

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

ميشوند . متأسفم كه ميگويم سيراف از آن‌همه ثروت و از آن‌همه شكوه و جلال و آن‌همه اهميت تجارتى و صادراتى كه داشت اكنون چندين شتر آن هم براى ذبح به قطر مىفرستد . حمل شترها به قطر به شيوه‌اى كه گفته مىشود انجام ميپذيرد . ابتدا چند نفر از اهالى سيراف شريك ميشوند و پولهاى خود را رويهم مىريزند و براى خريد شتر به دهكده‌هاى پيرامون سيراف ميروند و از هر ده يك يا چند شتر ميخرند و با خود به بندر سيراف مىآورند . آنگاه موتور لنجى كرايه مىكنند تا شترها را به قطر يا محل ديگرى حمل كنند . براى سوار كردن شترها به موتور لنج بهترين و ساده‌ترين راه را برمىگزينند بدين‌طريق كه چند نفر از ماهيگيران و قايقرانان محلى با قايقهاى بزرگ پاروئى را به يارى خود مىخوانند و به كمك طنابى قايقها را در ساحل مهار مىكنند بطوريكه يك سر هر طناب را به ميخى در ساحل بسته و سر ديگرش را به قايق پاروئى مىبندند . از سوى ديگر شتر را خوابانيده و دست و پايش را محكم به بدنش مىبندند . آنگاه افسارى بر سر شتر زده و يكنفر هم طرف ديگر افسار را بدست ميگيرد و ميكشد تا سر شتر در بالا بماند و داخل آب نشود . افراد ديگر همه باهم كمك ميكنند و بدن شتر را كشان‌كشان بدرون آب مىبرند . هرچه حيوان نعره ميكشد بىفايده است . آنقدر حيوان را توى آب مىكشانند و پشت‌ورو ميكنند تا بالاخره به قايق پاروئى مىرسانند و سپس افراد درون قايق رفته و چند نفر مأمور پارو زدن ميشوند و دو نفر هم مأمور نگهدارى سر دو شتر كه به دو طرف قايق بسته شده‌اند - بدن شترها درون آب بوده و فشار و سنگينى آن روى آب است و سر آنها بوسيله افرادى كه در قايق هستند با طناب يا افسارى در بالا و خارج از آب نگهداشته شده است - حدود يك صد و پنجاه تا سيصد متر از ساحل دور ميشوند و به موتور لنج كه درون