غلامرضا معصومى

29

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

صبح قايقرانان محلى با قايقهاى كوچك پاروئى خود براى صيد ماهىهاى دلخواه خويش به دريا مىآيند . آنها ساعتها روى آب دريا گردش ميكنند و تورهاى خويش را به آب مىاندازند و بالاخره ماهيهاى گوناگونى صيد كرده و براى فروش به مردم عرضه ميكنند . غذاى عمدهء گوشتى سيرافيها فقط ماهى است و مسافرين هم ناچارند گوشت ماهى بخورند . خرما و پياز نسبتا زياد است و مصرف اهالى را تأمين مىكند . ديگر از آن بندر پرشكوه قديم با ساختمانهاى چند آشكوبه و از آن مسجد جامع بزرگ و ستونهاى چوب ساجش جز پىهاى قطور و ويرانه چيز ديگرى باقى نمانده است . گرچه وجود گورستان زياد حاكى از كثرت جمعيت اين بندر به هنگام آبادىاش بوده ولى امروزه سكنهء آن شايد به پانصد نفر هم نرسد . از خانه‌هاى ظريف و خوش‌ساخت سى هزار دينارى و باغهاى اطرافش و از سوداگران ثروتمند و حريصش ( به قول اصطخرى ) اثر و خبرى نيست . تجارتش منحصر به حمل حيواناتى از قبيل شتر و بز به شيخ‌نشينها و آوردن قند - چاى - روغن - پتو و پارچه‌هاى خارجى به سيراف شده است . عمق آب در سواحل سيراف نسبت به قديم كمتر شده و از اين‌رو در مواقع لزوم موتور لنج كوچك هم نمىتواند كاملا به ساحل آمده و با خيال راحت بارگيرى يا مسافرگيرى كند و به همان دليل همين موتور لنج به آسانى نميتواند بار يا مسافر خود را در بندر سيراف پياده كند و ناچار مىشود مدتها چند صدمتر دور تر از ساحل لنگر اندازد و مسافر يا بار را به كمك قايقهاى موتورى و پاروئى به ساحل برساند و يا از ساحل ببرد . از بخت بد برخى از ناخدايان و يا مسافرين گاهى دريا طوفانى شده و موجهاى شديدى از آن بلند مىشود كه ساعتها بلكه روزها