غلامرضا معصومى
14
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )
تكاليف از كالاى كشتى او ساقط گردد و او را خلعت و جايزه فراوان داد . چون بازرگان كالاى خود بفروخت و كالاى ديگر خريد نزد پادشاه رفت تا اذن بازگشت يابد و نيز عرضه داشت كه بهاى گربه آن عجوزه را از جوايز خود دهد يا پادشاه خود او را به كرم خواهد نواخت . پادشاه بازرگان را گفت به ساحل رو كه جايزه پير زال آنجا حاضر است . بازرگان به ساحل آمد . دردم يكى از حاجبان برسيد و سفينهاى پر از نفائس به دست او داد . با چند غلام و كنيز كه هريك در سفينه به كارى مشغول بودند . چون به سيراف رسيد پير زال را از واقعه خبر داد . او دلشكسته شد و گفت پيرزنان ناتوان را به ريشخند گرفتن از مروت نباشد . بازرگان او را به ساحل برد و سفينه بدست او سپرد . پير زال كسى به جزيره فرستاد و پسران بخواند . آنان شتابان بيامدند و مال تصرف كردند . پس بنى قيصر از گربهاى به نوا رسيدند و با مادر به آن جزيره نقل كردند . پس نسبت اين جزيره به قيس است اما ايرانيان آن را كيش خوانند زيرا از فراز كه به آن مينگرند چون « كيش تركى » مخروطى شكل است و اين معنى هم غريب نيست . » راجع به مالياتهاى دوره ساسانى كه از شهرها و دهكدهها گرفته ميشده است ابن البلخى چنين ميگويد : « از اين جملت پارس و اعمال آن بيرون از سيراف هزار هزار ششصد و سى چهار و پانصد دينار و سيراف با عشر مركبهاى دريا دويست و پنجاه و سه هزار دينار « 1 » . » و نيز در جاى ديگر گويد « . . . و از شيراز تا سيراف به راه فيروزآباد هشتاد و شش فرسنگ منزل اول كفره پنج فرسنگ منزل دوم كوار پنج فرسنگ منزل سوم خنيفقان پنج فرسنگ منزل چهارم فيروزآباد پنج فرسنگ منزل پنجم صمكان هشت فرسنگ منزل ششم
--> ( 1 ) - فارسنامه ابن البلخى صفحه 171 از سطر 8 به بعد .