غلامرضا معصومى

8

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

آن لنگر اندازند و به نابند ميرفتند . سرآرنولد ويلسون عقيده دارد كه اولين كسى كه محل حقيقى سيراف را ديده و راجع به آن شرحى نوشته است كاپيتن كمپتورن عضو بحريه هندوستان بوده كه در سال 1835 ميلادى سيراف را ديده است ولى جيمز موريه كه در سال 1223 هجرى قمرى به ايران آمده و تنها نويسندهء انگليسى است كه نوشته‌هاى او راجع به ايران ارزشى دارد سيراف را نديده و چنان كه از زبان ديگران شنيده نوشته است كه « در محل كنونى طاهرى آثار خرابه‌اى باقيست و كتيبه‌هائى نيز به خط كتيبه پرسپوليس در آنجا وجود دارد » ولى متأسفانه اين كتيبه‌ها را كسى تاكنون نيافته است « 1 » . راجع به فتح سيراف در تاريخ منتظم ناصرى چنين آمده است : « شخصى كه او را ابو العباس بن و اصل مىگفتند بر بطيحه استيلا يافت تبين آنكه ابن و اصل به خدمت اين و آن مىپرداخت تا در سلك ملازمان مهذب الدوله حكمران بطيحه منسلك گرديد و نزد او مقامى بهمرسانيد تا اينكه مهذب الدوله لشكرى با او همراه نمود او بصره و سيراف را فتح كرد و اموال زيادى به چنگ او افتاد و ربقه اطاعت مهذب الدوله را از گردن خود انداخت بلكه قصد مهذب الدوله نمود و مهذب الدوله منهزم شد و ابن و اصل بر بطيحه مستولى گرديد « 2 » . . .

--> ( 1 ) - كتاب خليج فارس تأليف سر ارنولد ويلسون ترجمه محمد سعيدى چاپ تهران صفحه 62 . ( 2 ) - مجلد اول كتاب تاريخ منتظم ناصرى تأليف معتمد السلطان صنيع الدوله محمد حسن خان ئيلان ئيل ( سال مار ) 1298 هجرى چاپ سنگى صفحه 147 تحت عنوان « سال 394 هجرى » سطر اول متعلق به كتابخانه ملى .