حاجى زين العابدين مراغه اى

90

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )

كرد و چه عذر خواهيد آورد ؟ هرگاه يك دوست و يا دشمنى از شما بپرسد كه آيا چه مانع شد كه در مدت اين پنجاه شصت سال سلطنت ، كه بىمنازعهء خارجه در نهايت استقلال و راحتى حكم مىرانديد ، نتوانستيد از اين بيست و پنج كرور جمعيت ايران بيست و پنج نفر تربيت كنيد كه بتوانند به طور لايق از عهدهء ادارهء گمركات مملكت برآيند تا محتاج نشويد كه از فرنگستان ، ملل خارجه را به مواجب گزاف كرايه كرده به گمرك‌خانه‌هاى خودتان بگذاريد ، چه جواب خواهيد گفت ؟ اگر بيگانه‌اى از شما سؤال كند كه چه مانعى پيش آمد كه شما در مدت شصت سال نتوانستيد به ماليات اين مملكت وسيع حاصلخيز يك ميليون تومان بيفزاييد كه خرج تزييد اسباب مدافعه وطن شود ، چه جواب مسكت بر او خواهيد داد ؟ حال آن‌كه در ظرف اين مدت شصت سال به ماليات ساير مملكت‌هاى دور و نزديك چند مقابل اول افزوده‌اند و همان مقدار نيز آبادى و جمعيت آن‌ها زياد شده است . اگر ناموس خودتان از شما بپرسد چه صرفه ديديد كه مداخل مملكت را فقط منحصر به اخذ رشوه ، تعارف و جريمه داشتيد و از فراهم آوردن اسباب تزييد ماليات و توسيع دايرهء تجارت و زراعت وطن غفلت ورزيديد ، چه پاسخ خواهيد داد كه موجب رفع سرافكندگى شما گردد ؟ آيا مىترسيد كه از اصلاح جنگل‌هاى مملكت و كار فرمود معادن بىصاحب و فراهم آوردن اسباب نقليات وطن كمتر از تاخت و تاز رعيت منافع حاصل آيد ؟ آيا نمىدانيد كه رعيت به مثابه دست و پاى دولت است ، آنان را به كار بايد واداشت نه اين‌كه بريد ؟ رعيت اسباب مدافعهء جسم دولت است . پريشانى امروزهء آنان پنج روز ديگر سبب خوارى و پريشانى خود شماست ! » وزير گفت : « هرزه‌درايى تمام شد يا باز هست ؟ من كه ديگر طاقت استماع مهملات تو را ندارم . مردكهء احمق ! اين فضولىها را به تو كدام پدرسوخته ياد داد ؟ مگر من پيغمبر آخر الزمانم كه « وا امتا ! » بگويم ؟ هركس هزار درد و فكر براى خود دارد . احمق دو ساعت است چانه مىزند ، من هم گوش مىدهم كه چه خواهد گفت . مردكهء ديوانه پاشو برو پى كارت ! عجب احمقى بوده‌اى ، برخيز دور شو ! برخيز ! » ناچار برخاسته بيرون شدم و از راهى كه آمده بودم برگشتم . ديدم مشهدى حسن در باغچه زير درخت از تنهايى چرت مىزند . گفتم : « برادر برخيز برويم ! وقت خواب نيست ! » گفت : « كارت را با وزير تمام كردى ؟ » خنديدم . در راه متردد بودم كه آيا پيش وزراى خارجه و جنگ هم بروم يا نه . باز با