حاجى زين العابدين مراغه اى

83

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )

اعتماد الوزاره ، معتمد الوزاره - تمام كه نخواهد شد بگذر بابا ! به چشم ! - صدر العلماء ، اعتماد العلماء ، افتخار العلماء - از اين‌ها درگذريد به ما لازم نيست - ملك التجار ، وكيل التجار ، امين التجار - از اين‌ها نيز بايد گذشت . ما از طبقهء تجار نيستيم - صدر الذاكرين ، فخر الذاكرين ، سيف الذاكرين - اينان هم روضه‌خوانان هستند كه به عوالم ما ربطى ندارد . از اين جمله خيلى است ، بگذريد ! » گفتم : « حاجى خان در روى بعضى از اين القاب به رنگ‌هاى سرخ و كبود نشان گذاشته‌اند ، اين‌ها براى چيست ؟ » گفت : « آفرين ، خوب ملتفت شدى ! آن‌ها كه نشان سرخ گذاشته شده ، مختص امراى لشكرى است ، كه فقط كمتر از ميرپنجه‌اى و سرتيپى منصب نداشته باشد ، مىدهند ، آن هم در مقابل پيشكش زياد . امثال ما را بدان القاب راه نيست . آن‌ها را كه نشان كبود گذاشته‌اند ، آن‌ها نيز القابى است كه داده شده صاحبانش زنده‌اند . آن‌ها كه بىنشان است ، من مىتوانم يكى از آن‌ها را براى خود انتخاب كنم - ولى به همان ملاحظه كه عرض شد نخواستم . اين سرگذشت من كه تمام كردم . شما نيز تفصيل حالات خودتان را نقل كنيد تا ببينم بر شما چه گذشته ، كه از مصر تا اين‌جا سفر اختيار كرده‌ايد . » گفتم : « حقيقتش اين است ما امروز ناهار به قاعده‌اى نخورده‌ايم ، گرسنه هستيم ، بفرماييد شام بياورند ، بعد از آن من شرح حال خود را خواهم گفت . » شام آوردند . كوفتهء خوبى پخته بودند . خورديم . تكليف شراب كرد ، سوگند ياد كردم كه « تا حال نخورده‌ام و نخواهم خورد . » آنگاه من به سر صحبت رفته گفتم : « سرگذشت ما چندان طولانى نيست . از مصر به عزم زيارت به مشهد مقدس آمده پس از درك شرف زيارت آن آستان ملايك پاسبان ، همه‌جا سياحت‌كنان ، بدين‌جا رسيدم و خيال داشتم كه از اين‌جا هم به آذربايجان رفته ، هرجا را دلم گرفت و پسنديدم مسكن اتخاذ كرده بروم ، املاك مصر را فروخته بدان‌جا برگردم در آن گوشهء وطن گرامى - كه در نزد من هزاران بار عزيزتر از مصر است - اقامت كنم . ولى بدبختانه تا اين‌جا محلى كه مناسب حال خود باشد نديدم . اكنون خيال دارم واسطه‌اى پيدا كرده ، به خدمت دو سه تن از وزراى بزرگ برسم ، پاره‌اى معروضات شفاهى دارم بكنم . هرگاه اين كار از شما ساخته شد ، من آن وقت به شما حاجى خان توانم گفت ، و الا باز همان « گده ملا محمد على » هستى كه بودى . » گفت : « اگر براى چيزى توسط مىخواهى و يا عريضه به جاى بزرگى خواهى داد ،