حاجى زين العابدين مراغه اى

8

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )

و شهرت به‌سزايى در ميان عامه به‌هم زد . از نوشته‌هاى ناظم الاسلام كرمانى در تاريخ بيدارى ايرانيان درمىيابيم كه محفل‌ها و انجمن‌هاى آزاديخواه ، پيش از مشروطه ، هيچ كتاب آموزش تئورى براى تقويت و تربيت دانش سياسى خود نداشته‌اند جز كتاب سياحتنامهء ابراهيم بيگ . ناظم الاسلام يادآورى مىكند كه اين كتاب را روحانى مردم‌گرا سيد محمد طباطبايى به او داده بود و در انجمن مخفى كه از فرزانگان و فضلاى ناراضى تشكيل شده بود آن را مىخوانده‌اند و . . . اهالى انجمن و فداييان بعضى به حالت تباكى ( گريه كردن ) و بعضى از كثرت حزن و غم از خود رفته و حالت بهت به آن‌ها دست داده تا چندى حالت يك كلمه سخن گفتى باقى نبود . همّ و غم غريبى عارض هر يك گرديده به اوضاع غريبهء مملكت و گرفتارى عجيبهء اين ملت سر به گريبان تعجب و حيرت و سرافكندگى و فكرت فروبرده . . . احمد كسروى در تاريخ مشروطهء ايران علاوه بر نقش كتاب در محافل روشنفكرى به تأثير توده‌اى آن در انبوه ايرانيان اشاره دارد و مىنويسد : ارج آن را كسانى مىدانند كه آن روزها خوانده‌اند و تكانى را كه در خواننده پديد مىآورد به ياد مىدارند . انبوه ايرانيان كه در آن روز خو به اين آلودگىها و بدىها گرفته بودند و جز از زندگانى بد خود به زندگانى ديگر گمان نمىبردند از خواندن اين كتاب تو گفتى از خواب بيدار مىشدند و تكان سخت مىخوردند . بسيار كسان را توان پيدا كرد كه از خواندن اين كتاب بيدار شده و براى كوشيدن به نيكى كشور آماده گرديده و به كوشندگان ديگر پيوسته‌اند . كسروى در جاى ديگر بر شخصيت دلاور و مبارز حاجى مراغه‌اى و همفكرانش تأكيد مىكند : تنها به چاپ رسانيدن چنين كتابى در آن زمان انگيزهء نابودى چاپ كننده توانستى بود . اين نه نيك است كه به رشك نيكىهاى كسان را نپذيريم . عبد الله مستوفى در كتاب زندگى من يك‌جا سياحتنامه را همراه با كتاب احمد اثر طالبوف و رساله‌هاى اقبال الدوله يكى از سه اثر ممتازى مىشمارد كه در تغيير رژيم