محمد ربيع بن محمد ابراهيم
78
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
و الا به عهده يكى از مقربان درگاه عرش نشان را ميفرمايند كه به آنجا حاضر شده ايلخيبانان آنها را در فضاء صحرا جمع ساخته كمنداندازان بىآنكه آن بادپايان را داخل حصن و حصارى كنند آن ليلىوشان كه : نظم هوا را عقاب و زمين را غزال * نهنگ بحار و پلنگ جبال گه پويه باد و گه قطره اب * گران چون درنگ و سبك چون شتاب اگر گردن تصور به خيال كمند بينند از وحشت از عرصه امكان بيرون ميدوند بدستيارى كمندپيچان چون زلف عروسان كه عاشقانرا در ميدان محبت پاىبند محنت خويش سازند مقيدشان ميسازند گويا كمند ايشان را با رشتهء تقدير علاقه بند قضا در يك كارخانه بافته و در اندك ساعتى هريك از ايشان چندين از آن آهونژادان را بخم كمند درمىآورند آنگاه آنچه لياقت طوايل سركار اشرف دارد از آنها جدا ساخته بطوايل آورده رايضان « 1 » مراكب و جلوداران مواكب آنها را سوارى كرده اگر با دولت همعنانست سعادت غاشيهكشى زين با تزيين بهم مىرساند و مابقى را به بعضى از امراء شفقت فرموده تتمه را حسب المقرر و دستور و معمول بعساكر نصرت مآثر تقسيم مينمايند . و بعد از آن فرمودند كه چون به ايران رسيد اخلاص و يك جهتى مرا بعرض رسانيد و چنان كنيد كه شفقت ولينعمت عالميان درباره من افزون شود . در جواب عرض شد كه اين حقير و امثال ما جماعت در عرضه اينكه تعهد اين امور را توانيم نمود نيستيم يكى از جملهء كمترين بندگان آن آستانيم انشاء الله تعالى اگر اقبال بيزوال خضر راه گردد و به آن آستان رسيم تمناى ايشان را معروض وكلاء عاليجاه اعتماد الدوله العليه العاليه الخاقانيه اعتضاد السلطنه البهيه « 2 »
--> ( 1 ) - جمع رائض بمعنى « رامكننده اسب » . ( 2 ) - منظور شيخ عليخان زنگنه وزير اعظم شاه سليمان است كه از 1086 ه . ق ( 1675 ميلادى ) اين منصب را داشت و ميرزا طاهر قزوينى جانشين وى گرديد . شيخ عليخان كه در سال 1101 ق وفات يافت در نظم و اداره امور كشور به حدى با دقت و با قدرت بود كه مثل مشهور « شاه مىبخشد ولى شيخ عليخان نمىبخشد » را درباره او گفتهاند . ( هدايت . روضه الصفاى ناصرى 10 جلد . تهران 1339 - جلد 8 ص 490 ) .