محمد ربيع بن محمد ابراهيم
75
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
آنكه محرم سنه 1098 « 1 » رسيد و اين پادشاه در به دو حال كه بمسند فرمانفرمائى آن ولايت بدستيارى مردم ايران كه به مراسم تعزيهء ابا عبد الله الحسين ( ع ) مشغول ميبودهاند به نحوى كه به زودى بعرض خواهد رسانيد نشسته مقرر داشته بود كه هر سال مردم مغوليه « 2 » برويه و كيش خويش تغزيه دارند و در جنب خانه خود حسب الصلاح مرحوم آقا محمد بتخانهاى را شكسته مسجدى و فضائى ساخته و مقرر داشته كه آنچه فرش و اسباب و شربت و شمع با چراغ و مايحتاجى كه در كار باشد با مبلغى نقد از سر كار هر سال به ايشان بدهند « 3 » . و درين سال بطريق اولى در آن باب قدغن و اهتمام فرموده بود لهذا مردم ايران به تعزيه مشغول گرديدند و اين بندگان را هر روز تكليف كرده به آن مسجد ميبردند و خطيب بر منبر رفته لعن و طعن بر بتپرستان و كافران به آواز بلند ميكرد و در سنوات سابقه خود در شبها بر روى فيل سواره ميايستاد و سير و تماشا ميكرد و بنوعى كه رسمى است ديرين و قاعدهايست متين در اول و آخر فاتحه سلامتى پيشواى دنيا و دين ولينعمت تحقيقى و استفنا و استعدام دشمنان اهل بيت را خوانده و بعد از آن فاتحه در باب استهداء او ميخوانند . و چون روز قتل گرديد اين بندگان بسير شكار كه در دو فرسخى لو روى داد طلبيد . نقل شكار جرگه : حقيقت شكار جرگه « 4 » آنجا چنانست كه چون آب كلانى كه تفسير آن خواهد آمد بر طرف شد علف در اراضى و صحارى آنجا بسيار مىشود و فيلان از جنگلها و ميان كوهها رو به صحرا ميگذارند آنگاه جمعى قريب به دو سه هزار كس چريك رفته و همه كوهها و درهها كه عبور فيلها است گرفته راه برگشت را بر ايشان
--> ( 1 ) - محرم سنه 1098 ه ( 17 نوامبر - 16 دسامبر 1686 ميلادى ) ( 2 ) - مغول يا مغل . در هندوستان در گذشته ايرانيان را بدين اسم ميناميدند و در جنوب هند مخصوصا در ايالت دكن مسلمين عموما بدين نام مشهورند . ( 3 ) - فرناند پينتو ( Fernao Pinto ) در نامهاى كه از ملاكه بتاريخ 5 دسامبر 1554 ميلادى به انجمن يسوعى پرتغال فرستاده مىنويسد كه در آن زمان در پايتخت سيام ( شهر ايوديا ) 7 مسجد وجود داشته و 30 هزار خانوار مسلمان در آن شهر ساكن بودهاند . ( انسيكلپدى اسلام . چاپ اول مقاله سيام ) . ( 4 ) - درباره شكار جرگه ر ك به تعليقات شماره 41