محمد ربيع بن محمد ابراهيم
62
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
ديلماجان با يوزباشيان آمده نمودند كه شما را شاه به سير شكار فيل طلبيد و طرف عصر بايد سوار شد . وضع رفتن و طور شكار مذكور . چون سوار شده به خارج شهر آمدند در عرض راه به طنابى كه در پيش آن ايوان ساخته و قالى انداخته بودند رسيده مومى اليهم نمودند كه قاعده چنانست كه در حين سوارى احدى پادشاه را ملازمت نميكند اين مكان را به جهت مردم ايرانى ساختهاند كه پيش از سوارى شاه ايشان به آنجا آمده توقف نمايند و چون شاه به اينجا رسد سجده كرده بعد از آن از عقب سوار شده بروند و در وقت مراجعت نيز قبل از ورود شاه زودتر آمده مجرا ( « 1 » ) نمايند و خدمت و كشيك و سفر ملازمان ايرانى به جز اين نيست و ديگر خدمتى ندارند و بنابر رعايت شما اين مكان را فرش نمودهاند و در وقت آمدن شاه اختيار داريد خواهيد نشسته يا ايستاده تسليم كنيد . « 2 » لهذا در آنجا توقف نمودند تا رايات ورودش ظاهر شد جمعى پياده سر و پا برهنه نيزه و دورانداز و شمشير برهنه در پيش و پس فيل شاه روان و جمعى دهل و نقاره در گردن انداخته و تا به آهن را با سرنا و نفير كجى بمانند نفيرى كه پادشاهان اقليم فقر را مىباشد و ديگر دو نفير بطور فرنگ نواخته چند فيل ديگر خوشصورت با زيب و مهابت كه بر هريك تختى گذاشته از پس و پيش روان ساخته بودند و شاه نيز در پشت فيل در ميان تخت نشسته چون نزديك رسيد اين بندگان برخاسته به پا ايستاده سر فرود آوردند . بعد از گذشتن شاه بر اسبان سوار شده به صحرائى كه شكارگاه فيل بود رسيديم و در ميان آن فضا ستونهاى محكم بسيار بر زمين نصب كرده حصارى ساخته و بر وسط آن حصار چهار قائمه قويه بلند نصب كرده از چوب و نى سقفى بر آن قرار داده و سقف و قوائم آن را پارچه گرفته شاه فيلسوار در زير آن قرار گرفت و بعد از آن ابراهيم بيك را بدرون حصار كه نشيمن بود و سقف آن را به پارچهء سفيد گرفته مفروش ساخته بودند برده نشانيدند و به جهت
--> ( 1 ) - در نسخه خطى مجرى نوشته شده كه به مجرا تصحيح گرديد . در هندوستانى مجرا ( Mujra ) بمعنى اداى احترام است و « مجرى گاه » محل شرفيابى را گويند . ( 2 ) - كذا فى الاصل . به معنى مراسم احترام بجاى آوردن .