محمد ربيع بن محمد ابراهيم
51
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
جباخانهء « 1 » سركار آن گردونمدار بتحفگى « 2 » نگاهداشته مانند زره داودى آن را در چنين روزها به مقربان حضرت مىپوشانيد و بنابر آنكه اكثر عسگر و سپاه آن پادشاه همان رعيت كذائىاند به آن تقطيع و آراستگى صفآرائى كرده بدست بعضى يراقهاء دورانداز « 3 » داده به امانت باز داشته بودند و پياده ايشانرا جز عريانى و برهنگى لباسى و سواى پيادهروى و برهنه پائى اسبى و مداسى « 4 » نه به اين وضع و آئين آمده تا به در خانه پادشاه رسيديدم و دروازه آن از نى به وضع بوريا بافته و روى آن را به گل سرخ اندوده و چنانچه دستور در خانه جميع پادشاهان زير بادات مىباشد بسته بودند بعد از ورود و مشاهده اين امور پادشاه معظم اليه اعلام و مقرر فرموده بودند كه چون سرافرازنامهء و الا مهمانيست عزيز بايد كه به نزول آن و ارمغان اشرف منزل مرا مشرف سازند لهذا كنم ديگر كه در نهايت لطافت و آراستگى و شايستگى بود آورده نامهء اعلا را بر آن قرار داده و دروازه موصوف را آهسته گشاده باندرون عمارت شاهى بردند و آن مكان مشتمل بود بر باغى و يك طنابى كه شخصى از مردم ايران بعد از استماع خبر ورود ايلچيان به آن حدود « 5 » بهجهت بيرون خانه شاه بنا كرده به اعتقاد خود قرينهء طاق كسرى و قصر خورنق ساخته و به اعتبار اين عمارت و ديگر كارهاى اين پادشاه از جمله پادشاهان امثال خويش بزرگى را بر طاق بلند گذاشته صيت بزرگى و دانشورى در عرصهء آن حدود انداخته است و بالجمله نامهء و الا و ارمغان اعلى را به عمارت مذكوره داخل كرده در اندرون طنابى كه مفروش
--> ( 1 ) - جبه بمعنى زره است . « جبهخانه » يا « جباخانه » : اسلحهخانه و قورخانه و مخزن لشكر ، ( فرهنگ نفيسى ) ( 2 ) - به تحفگى به معنى عنوان هديه . ( فرهنگ نفيسى ) ( 3 ) - ( كذا فى الاصل ) . در فرهنگهاى متداول اين لغت يافت نشد احتمالا بجاى « دورباش » استعمال شده است . دورباش را « فرهنگ نفيسى » چنين تعريف مىكند « نيزهاى كه سنانش دو شاخه بود و آن را مرصع كرده پيشاپيش پادشاهان كشند تا مردمان بدانند پادشاه مىآيد خود را بكنارى كشند . » ( 4 ) - مدارس : « نوعى از پاپوش روستائى » . ( فرهنگ نفيسى ) ( 5 ) - تاشارد مينويسد كه به دستور پادشاه سيام اين خانه را براى پذيرائى از سفير فرانسه بنا كردند . ( تاشارد . كتاب ياد شده . قسمت سوم ص 175 )