محمد ربيع بن محمد ابراهيم
47
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
مرحوم محمد حسين بيك را به رسم رسالت و به اتفاق او جمعى از ملازمان سركار خاصهء شريفه را مامور به اين سفر فرمودند و چنانچه بر پيشگاه خاطر عاطر مخفى نخواهد بود چابك سواران ميدان كامرانى و يكهتازان عرصهء شادمانى كه در فردوس برين ولايت وسيع الفضاء ايران زندگانى كردهاند و به اغذيهء لذيذهء و فواكه لطيفه و آبهاى سرد و هواى برد معتاد باشند بعد از آنكه ناچار استرخاء عنان سمند فراغت كرده چون طائر مقيد در تنگناى قفس كشتى گرفتار گرديدند جز آنكه بمقتضاء « ترك العاده موجب المرض » غريق بحر فنا گردند چاره نخواهند داشت و خوشوقت آنانكه به منتهاء آرزو رسيده شربت شيرين جانبازى را در راه ولينعمت خود چشيدهاند و بنابر آن جمعى از ايشان با ايلچى بتصدق فرق مبارك اشرف گرديده و از آن جمله هفت نفر باقى ماندند و چون فيما بين اين دو دولت روزافزون ابواب يگانگى مفتوح و حجب مغايرت مرفوعست و وكلاء سركار عالى مينمايند كه بايد فيما بين خود احدى را تعيين نمايند كه به تقديم رسالت قيام نمايد در آن باب اختيار با وكلاء عاليست هريك را كه به خاطر عاطر ميرسد مقرر دارند كه به انجام آن پردازد » . « و نوشتهء مزبوره را از اين منزل بحضور بردند و صباح آن روز از سوهان بناوهاى كذائى نشسته داخل به يك منزلى شهر ناو شدند و در اين عرض راه اكثر از معتبران و وزراء سيام به استقبال آمده در يك منزلى خانهها « 1 » بدستور سابق از نى و خيزران بافته و ساخته نسبت به منازل ديگر تكلف كرده روى آنها را به گل سرخ اندوده و سقف و ديوار و قوايم آنها را جهت پاكيزگى به چيت قلمكار و بعضى را بشيله سرخ و ديگر پارچهها گرفته و بر خلاف ايام سابقه همه را مفروش بقالى و سوزنى و پشتى كرده بودند و اسباب مجلس از عودسوز و گلابپاش نقره آوردند و چون شب شد چند شمعدان نقره دو سر و يك سر حاضر ساختند و بنابر آنكه مشعل متعارف نيست بطور خود چراغهاء چند لولهء برنجى متعدد در فضاء آن عمارت روشن كرده و راتبه مقرره
--> ( 1 ) - براى توصيف اين استراحتگاههاى كنار راه ر ك به تعليقات شماره 34