محمد ربيع بن محمد ابراهيم
40
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
تناسرى گرديدند و از اين مكان الى شهر ناو هيچ جا در عرض راه مسكن و معموره و دهكده و عمارتى نبوده نهايت فرمانفرماى آنجا در اين وقت مقرر داشته كه در هر چند فرسخى در كنار آب خانهء چند از چوب و نى ساخته به جهت پاكيزگى سقف و دعائم آن را بپارچهء سفيد گرفته بودند و يك منزل در ميان وارد تناسرى « 1 » گرديدند و آن قصبه ايست در نهايت سبزى و در آنجا قريب به پنج ششهزار خانهوار از مردم سيام و مسلمانان هندوستانى از شافعى و حنفى و ديگر هندو و فرنگى مسكن دارند و چون آن مكان فيما بين جبال واقعست از وفور بارشهاى متواتره و تصاعد ابخرهء وافره ع « هر روز هوائيست كه تا شب دم صبح است » و در آن مكان يكروز ديگر باز محمد صادق مزبور به اداء مراسم مهماندارى قيام نمود . و من الوقايع : چون در بندر مباركه عباسى مدتى توقف روى داده هواى آنجا نسبت بهواى دار السلطنه اصفهان اختلاف عظيم داشت همه مردم را بيمارى دست داده خصوصا محمد حسين بيك ايلچى كه آزار او در بندر مقصوده نهايت اشتداد بهم رسانيده هنوز بقيهء از آن باقى بود كه حركت كشتى واقع و محنت توقف آنجا علاوه آزار مذكور شده روزبروز به اشتداد گذاشته و در چيتاپتن اثر استسقا درو پيدا شده حين ورود تناسرى آنچنان عليل ميبود و بعد از آنكه خبر ورود آزار او به پادشاه والاجاه رسيد دو نفر حكيم يكى از مردم سيام و ديگرى از مردم چين به استعجال باستعلاج مومى اليه فرستاده و بمقتضاء « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً » « 2 » فايدهء بر آن مترتب نگرديده روحش از قابض ارواح نداى « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ » « 3 » شنيد ، و خوش و ناخوش شربت « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » « 4 » چشيد ، و پيش از فوت مومى اليه و بعد از آن نيز جمعى از غلامان سركار خاصه بعضى در بندرعباسى و بعضى در دريا و جمعى در آن مكان بتواريخ مختلفه روانه و مشار اليه بتاريخ دوازدهم شهر محرم الحرام
--> ( 1 ) - براى توصيف تناسرى ر ك به تعليقات شماره 30 ( 2 ) - ماخوذ از آيه 32 سوره 7 ( الاعراف ) ( 3 ) - آيه 28 سوره 88 ( الفجر ) : ارجعى الى ربك راضيه . ( 4 ) - آيه 182 سوره 3 ( آل عمران )