محمد ربيع بن محمد ابراهيم
20
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
رسيد و حقيقت ورود كشتى و اينكه از كجا آمده مشخص نموده مراجعت كرد و بعد از آن حاكم آنجا را كه كومندر « 1 » گويند رقمى بر روى برگى چنانچه دستور اكثر ولايات هندو زيربادات « 2 » است كه تمام نوشتجات و اسناد و دفاتر را بر روى اوراق نوشته ميدارند و سبب اينكه چون اكثر اوقات برشكال « 3 » و تردد بر روى آبست و دست سحاب از دامن آن كوتاه است چنان ميكنند آورده كپيتان جهاز را بساحل بردند و صباح چند سنبوك مرغ و بوقلمون و بزغاله و پارهء ميوههاء آنجائى و پان و سپارى « 4 » آوردند و روز ديگر كه حاكم آفتاب سر از قلعه آسمان برآورد حاكم آنجا « 5 » نائب خود با جمعى ديگر از معتبران كپيتانان را به خدمت ايلچيان فرستاده تكليف رفتن از كشتى بساحل نمود و سنبوكها آورده ايشانرا بر آن نشانيده و كنار بردند و دو ميدان راه بكنار مانده قريب پنجاه سنبوك سوار خود را بسرعت تمام بدور و حوالى سنبوكها رسانيده همراه بودند و بعضى را چنان موجه ميزد كه از روى سنبوك جدا شده چنان گمان ميرفت كه غرق شدند باز شناورى كرده خود را از آن ورطه خلاص ميساختند بعد از تحقيق نمودند كه باعتبار زيادتى موجى كه آن كنار دارد و اكثر اوقات امواج
--> ( 1 ) - در نسخه خطى « كوندر » آمده است كه در همه جا « كومندر » جايگزين آن گرديد . ( ر ك به تعليقات شماره 15 ) ( 2 ) - براى معنى آن به تعليقات شماره 16 مراجعه نمائيد . ( 3 ) - موسم باران . ( ر ك به تعليقات شماره 17 ) ( 4 ) - در هندوستانى برگ تنبول را « پان » و مغز ميوه آن يا فوفل ( Areca Catechu ) را « سپارى » ميگويند . معمولا « برگ تنبول را با فوفل و كمى آهك در دهان گذارده ميجوند . آهكى كه بدينمنظور مصرف مىشود از تكليس صدف دريائى بدست ميآيد و آن را « چنم » ( Chinam ) مينامند . ( ر ك به تعليقات شماره 18 ) ( 5 ) - فرمانده انگليسى قلعه سنت جرج هنگام بازديد سفارت ايران ويليام گيفورد ( William Gyfford ) بود كه قريب به دو سال از 26 ژانويه 1685 فرماندهى آنجا را بر - عهده داشت . پس از او در 25 ژوئيه 1687 الياهوييل ( Elihu Yale ) بفرماندهى منصوب گرديد ( Penny ; Fort St . George - Madras . A Short History . ) الياهوييل همان كسى است كه در سال 1701 ميلادى در شهر بوستون مولد خود « كالج پيل » را تأسيس كرد . اين كالج در 1887 بدانشگاه تبديل گرديد .