جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
62
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
شده است كه به زبان ايشان كردستان « 1 » خوانده مىشود . من مدتى در آنجا ماندم و سپس به سوى ايران سفر كردم و با اينكه راهى ديگر وجود داشت من از ساحل دريا رفتم و نخستين روز بىآنكه راهى دراز پيموده باشم از خاك قرهمان گذشتم و به شهرى نيكو رسيدم به نام طرسوس كه امير آن ذوالقدر « 2 » خوانده مىشود و برادر شهسوار بيگ « 3 » است . اين شهر اگرچه در ارمنستان بزرگ قرار دارد زير سلطهء سلاطين مصر « 4 » است . محيط شهر هشت ميل است و رودى از كنار آن مىگذرد « 5 » و پلى سنگى بر آن زدهاند كه كسانى كه مىخواهند از شهر خارج شوند از آن مىگذرند . اين رود تقريبا شهر را در ميان گرفته است . در اين شهر نيز دژى مستحكم ساختهاند كه در هر دو طرف داراى برج و بارو و ديوارهايى به بلندى پانزده پا است و اين ديوارها را با تيشه تراشيدهاند و در مقابل آن محوطهء خالى بسيار خوبى ديده مىشود كه چهارگوش است و منتهى به پلكانى مىگردد كه از آنجا وارد دژ مىشوند و اين محوطه چنان پهن و دراز است كه به آسانى صد مرد « 6 » در آن ، جا مىگيرد و اين شهر بر فراز تپهاى واقع شده است كه چندان بلند نيست . به مسافت يك روز سفر از آنجا ادنه « 7 » قرار گرفته كه شهرى بسيار بزرگ است و رودخانهاى عظيم از كنارش مىگذرد « 8 » و اين رود داراى پلى است سنگى به درازاى چهل قدم . ما همراه چند تن از صوفيان بوديم كه مىتوان ايشان را زوار ناميد ، و
--> كردند به دست ايشان افتاد و در سال 1230 م . [ 627 - 628 ه . ق . ] دو برادر ارمنى به نام روبينو Rubino و لئونه Leone آن را پس گرفتند و ضميمهء قلمرو خود كردند كه آن را ارمنستان مىخوانند و اين ارمنستان تا جبال توروس امتداد دارد . » و غيره . ( 1 ) . Corthestan ( 2 ) . Dulgadar ( 3 ) . Sessuar كه تصحيف شهسوار بيگ است . - م . ( 4 ) . مراد مماليك مصر است كه در اين كتاب سلدان Soldan ( سلطان ) خوانده شدهاند . - م . ( 5 ) . راموزيو مىنويسد كه پيشينيان اين رود را كوندوس Cyndus خواندهاند . ( 6 ) . راموزيو مىنويسد : « هزار مرد » . ( 7 ) . در متن ادنا Adena : « شهر ادنه نزديك مصيصه در كنار نهر سيحان ( رود سرس Sarus ) واقع است و در راه آن به مسافت كمى از مصيصه پلى سنگى از زمان يوستينين وجود داشت » ( لسترنج ، ص . 140 ) . - م . ( 8 ) . راموزيو مىنويسد كه قدما اين رود را پوراموس Pyramus ( جيحان ) مىخواندند . [ چنان كه در حاشيهء قبلى ديديم اين رود سرس ( سيحان ) نام داشته است نه پوراموس يا جيحان كه نزديك مصيصه قرار دارد . ر . ك . : لسترنج ، ص . 141 ] . - م .