جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
59
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
عدهاى از پاسبانان و سپاهيانى كه دولت فخيمهء ونيز در اختيار من نهاده بود . چندى آنجا بيتوته كردم . در طى اين احوال دو كشتى ازان شاه فرديناندوس رسيد كه اسقف اعظم نيكوزيا در يكى از آنها نشسته بود . وى از مردم كاتالان « 1 » بود . و يك پيك شاه نيز همراه او بود تا ازدواج دختر نامشروع « 2 » جيمز شاه را ترتيب دهد . در اثناى اين كارها شبى آشوبى برپا شد و ناقوسها بصدا درآمد چنان كه اسقف با زيردستان خويش به بازار آمد و در نتيجه شهر سيرنز « 3 » و جزيره به دست او افتاد . اما همينكه سردار ما از عبور اين دو كشتى و حركت اسقف به سوى شرق آگاه شد بدگمان گشت و پنداشت كه وى با همراهان به قبرس مىرود . ازاينرو وتوريو سرانزو حاكم را با ده كشتى سبك به دنبال او فرستاد . وتوريو سرانزو به فاماگوستا رسيد و يكى از كشتيهاى اسقف را در آنجا يافت . پس از گفتوگوى بسيار اسقف نامبرده و همراهانش موافقت كردند كه شهر را و هرچه گرفتهاند پس دهند و از آنجا بروند . پس از آن سفير شاه فرديناندوس به ناپل بازگشت و اسقف رم همچنان در فاماگوستا ماند . من خواستم با سفير حسن بيگ سفر خود را دنبال كنم . به همين سبب نخست دو فروند از كشتيهاى بزرگ خود را به كانديا برگرداندم و اين دو حامل توپخانه و تحف و هدايايى بود كه پيش از اين گفتهام . به دستور دولت ونيز قسمتى از آنها را در كانديا نهادم و قسمتى را دوباره به ونيز فرستادم . سپاهيان خود را نيز ساخلو قبرس كردم و خود با كشتى كوچكى به كورچو بازگشتم . اكنون بايد به توصيف آن بپردازم زيرا پيش از اين از آن سخن نگفتهام . كورچو بر كرانهء دريا قرار دارد و در سوى غربى آن صخرهاى است كه محيطش يكسوم ميل « 4 » است و بر فراز آن دژى استوار و خوشبنا ساختهاند كه هنوز برجاست اگرچه اكنون سخت روبهويرانى نهاده است . بر دروازهء بزرگ شهر خطوطى كندهاند كه بسيار زيبا و شبيه به خط ارمنى مىنمود ، اما به نوعى ديگر غير از شيوهاى كه امروز ارمنيان در نوشتن به كار مىبرند زيرا چند ارمنى همراه من
--> ( 1 ) . Catelaine ظاهرا منظور ايالت كاتالونيا در اسپانيا است . - م . ( 2 ) . راموزيو در اينجا مىنويسد « با پسر مشروع شاه فرديناند سابق الذكر » . ( 3 ) . Cirenes راموزيو مىنويسد : Cerines . ( 4 ) . راموزيو مىنويسد كه در روزگار باستان اين محل الوزيا Eleusia ناميده مىشد .