جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
55
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
فرماندهان به بندرگاه كورچو « 1 » كه قلعهء خوبى در آنجا به اين نام وجود دارد رسيدهاند . پس بيدرنگ اگوستينو كنتارينى « 2 » صاحبمنصب را نزد او فرستادم و گفتم كه اگر مىخواهد كار مهمى انجام دهد همان به كه نزد من به سيگى آيد ، زيرا از اين راه ممكن است پيروزى زودتر حاصل شود ؛ اما اگر اين كار را صلاح نمىداند من حاضرم كه از دستور او پيروى كنم . سيگى فقط به مسافت بيست ميل از كورچو قرار دارد . ازينرو چون درياسالار رأى و نظر مرا شنيد با اينكه قبلا آنجا را به توپ بسته بود دست از اين كار برداشت و به سيگى نزد من آمد . سپاه او 55 كشتى « 3 » داشت صرفنظر از دو كشتى بزرگ و دو كشتى كوچك كه من همراه آورده بودم و عدهء كشتيهاى ما جمعا به 60 رسيد كه همه تعلق به جمهورى ونيز داشت . 15 كشتى ازان شاه فرديناندوس بود و 5 كشتى ازان پادشاه قبرس و دو كشتى ازان فرمانروايان روس و 15 كشتى ازان اسقف رم كه در آن هنگام در مدنه « 4 » ماند . پس بر روى هم نود و نه كشتى داشتيم . در اين كشتيها 430 اسب با « ستراديوته « 5 » » حمل مىشدند ، يعنى در هر كشتى هشت اسب و سوار قرار داشت به استثناى 5 كشتى كه در واقع اسبى در آنها نبود . همينكه به بندرگاه فرود آمدند سواران بر اسب نشستند و قسمت نسبتا مهمى از سپاهيان آماده كار شدند . روز ديگر سردار ، مرا فراخواند و گفت كه قلعه به نظرش سخت مستحكم مىنمايد زيرا در محلى نفوذناپذير واقع شده است و بر فراز تپهاى قرار دارد و خواست بداند كه انديشهء من در اينباره چيست . پاسخ دادم كه بىشك آن دژى است استوار ، اما از سوى ديگر در آنجا 25 تن سپاهى كارآزموده نيست تا از آن حفاظت و دفاع كند و پيرامونش يك ميل است و به حساب من به يك حمله مىتوان آن را گرفت . وى مدتى دراز درنگ كرد و جوابى نداد اما دو ساعت پس از آن درياسالار دستيار خود را نزد من فرستاد و گفت كه آسودهخاطر باش كه عزم كردهام بر قلعه حمله كنم . پس يكسره نزد تمينگا « 6 » - يكى از فرماندهان قرهمانى - رفتم و مطلب را به وى گفتم . او سخت
--> ( 1 ) . Corcho كه در قديم كوروكوس Corycus مىگفتند . ( 2 ) . Augstino Contarini ( 3 ) . راموزيو مىنويسد : « 56 » . ( 4 ) . Modone ( 5 ) . Stradiotte ( 6 ) . Theminga