جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )

47

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )

به جزيرهء كافا فرستاد و زمستان را در كنار آن رود ماند . در اين هنگام از قضا يك خان تاتار ديگر هم در چند منزلى آن‌سوتر بود ، چون شنيد منگليرى در كنار رود بسر مىبرد بر او تاخت و بر او گزند فراوان رسانيد و مرتضى خان كه در زندان منگليرى بود اندكى نيرو گرفت . پس منگليرى كه چشم زخمى ديده بود با نظمى نيكو به كافا آمد و مرتضى خان با اردوى خويش در بهار ديگر تا كافا آمد ، و راهى ساخت و بدان جزيره راه جست و ويرانگرى كرد . اما چون ديد كه نمىتواند شهر را در چنگ خود نگاه دارد ، بازگشت . با اين همه چنان كه خبر يافتم لشكرى ديگر براى رفتن به كافا و راندن منگليرى بسيج مىكرد . آينده درستى اين خبر را نمودار خواهد ساخت . ضمنا شايعه‌اى دروغ هم پراكنده شد كه بيشتر مرهون نادانانى بود كه نمىدانستند جنگ ميان اين خانها به كجا مىكشد و اختلاف ميان خان بزرگ و مرتضى خان چه نتيجه دارد . چون خبر اينكه مرتضى خان آهنگ بسيج كردن سپاه براى لشكركشى به كافا دارد پراكنده شد ، بر آن افزودند كه خان بزرگ به كافا خواهد آمد تا با عثمانيان بجنگد و در نظر دارد كه از راه مونت كاسترو « 1 » به والاشى درآيد و به مجارستان رود حال آنكه عثمانيان در پشت كافا پايگاه داشتند و در كرانهء درياى سياه به گوتيه « 2 » و آلان نزديك بودند و راه مونتكاسترو چنان كه گفتم از آنجاست . گوتها به آلمانى سخن مىگويند و از يك آلمانى كه خدمتگار من بود شنيدم كه آنان يعنى گوتها و آلانها زبان همديگر را مىفهمند . از همسايگى گوتها و آلانها گويا نام گوتيتالانى « 3 » پيدا شده باشد . زيرا آلانها نخست در اين پيرامون بوده‌اند . آنگاه گوتها آمدند و اين سرزمينها را گرفتند و نام خود را با نام آلانها درآميختند و نام گوتيتالانى پديدار شد . اينان از رسوم يونانى و چركسى پيروى مىكنند . از آنجا كه دربارهء تومانها و كيترچان سخن رانديم شايسته است از آنها چيزى بنگارم كه خاطره‌اى گرانبها از آنجاها دارم . گفتيم كه چون از تومان به سوى شمال شرقى برانيم در منزل هشتم به رود ولگا مىرسيم كه در كنار آن كيترچان

--> ( 1 ) . Montcastro ( 2 ) . Gothia ( 3 ) . Gotitalani