جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
32
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
نزديكى تانا اتفاق نمىافتاد . از دشتى كه اين مردم از ميانش مىگذشتند به خوبى پيدا بود كه عدهء آنان بيشمار بود به حدى كه در محلى به نام بوساگاز كه چهل ميلى از تانا فاصله داشت و در آنجا صيدگاه ماهى داشتم از ماهيگيران شنيدم كه همهء زمستان به صيد ماهى پرداخته و مقدارى فراوان ماهى مورون « 1 » و خاويار « 2 » نمكسود كرده بودهاند تا اينكه عدهاى از آن مردم بيابانگرد به آنجا مىرسند و همهء آن ماهيها را چه ماهيهاى تازه و چه ماهيهاى نمكسود و نيز همهء ماهيهاى خاويار و هرچه نمك ذخيره داشتهاند ، به هر مقدار چنان به يغما مىبرند كه پس از رفتنشان ذرهاى نمك باقى نمىماند . بيابانگردان نيها و بشكهها را نيز مىشكنند و قطعات بشكهها را با خود مىبرند تا ارابههاى خود را با آنها بيارايند . از اين گذشته هر دستاس كوچك خاص نمك كوفتن را به طمع ربودن ميلهء آهنينى كه در ميان آنهاست مىشكنند . اما آنچه بر سر من آوردند امرى است عمومى زيرا زوان دا واله « 3 » كه او نيز صيدگاه ماهى در آنجا داشت چون از آمدن اردو خبر يافت گودالى بزرگ حفر كرد و قريب سيصد بشكه خاويار در آن پنهان كرد و گودال را با خاك پوشاند و بر فراز آن هيمه سوزاند . اما اين تدبير سودى نبخشيد زيرا بيابانگردان آنها را يافتند و بردند و ذرهاى بر جاى ننهادند . اين مردمان ارابههاى فراوانى با خود دارند كه هريك داراى دو چرخ و از ارابههاى معمول در ميان ما بلندترست و ارابههاى خود را با حصيرهايى كه از نى مىبافند ، مىپوشانند و اگر ارابه ازان مردى سرشناس باشد قسمتى از آن را با نمد و قسمتى را با قماش مىپوشاند . بعضى ازين ارابهها داراى اتاقكى است كه بر فراز آنها جاى دادهاند بدينگونه : دايرهاى از چوب مىسازند به شعاع يك گام و نيم و به فاصلهء هر ربع دايره قوسهاى چوبينى بر آن عمود مىكنند و فاصلهء ميان دايره و قوسها را با حصير نيى مىپوشانند و اين را نيز با نمد يا قماش روكش مىكنند ، بسته به اينكه ارابه متعلق به چه كسى باشد . چون زمان اقامت فرارسد اين اتاقكها را بر زمين مىنهند و درونش آرام مىگيرند . دو روز پس از آنكه اين اردوها گذشتند بعضى از مردم تانا نزد من آمدند و
--> ( 1 ) . Moroni ( 2 ) . Cauiari ( 3 ) . Zuan da Valle